در سفر... مثل باد

سفر .... مرا از تو، به هیچ‌کجا نمی‌بَرَد

سیگیریا

سلام به همه دوستان عزیزم

قبلا از دوستانی که به سریلانکا اومده بودند شنیده بودم که سیگیریا دیدنی ترین جاذبه سریلانکاست، تا با چشم خودم ندیدم باور نکردم.

یک دژ کاملا غیر قابل نفوذ بر بالای یک صخره که از هر طرف بیش از 100 متر ارتفاع داشت!! قلعه الموت رو اگه رفته باشید میشه گفت این مدل بسیار بزرگتر و غیر قابل نفوذ تری از قلعه الموته.

برای رسیدن به سیگیریا از دامبولا 2 راه وجود داره، یکی اینکه یک توک توک بگیرید راحت برید و برگردید که خرجش میشه 3000 روپیه، یا مثل من برید ترمینال و سوار اتوبوس سیگیریا بشید که هزینه اش میشه 25 روپیه!! معلومه من کدومو انتخاب کردم!

ادامه مطلب
   + مرتضی اردبیلی ; ۸:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/۱٢/٦
comment نظرات ()

دامبولا و معبد غار

 

 سلام من رو از دامبولا پذیرا باشید

بگذریم از اینکه تورهای وطنی سریلانکا معمولا نمیارن سیگیریا و دامبولا (من که ندیدم) اما به نظر من هرکی نیاد سیگیریا نصف سریلانکا رو ندیده! حالا بهتون میگم چرا؟

صبح از مسافرخانه رانی خارج شدم و صبحانه رو به سبک سریلانکایی خوردم، کمی نودل با رشته های نازک، و دو مدل سس تند و دو مدل سس بی مزه، سس اصلی توش ماهی بود که من اصلا خوشم نیومد!

ادامه مطلب
   + مرتضی اردبیلی ; ۱:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/۱٢/٥
comment نظرات ()

سفر به سریلانکا

سلام به همه دوستان عزیز

بالاخره طلسم سفر من شکسته شد و بعد مدت طولانی دوباره تونستم یک سفر بیام، چون تا لحظه آخر شدیدا درگیر کار بودم و تا آخر شب سر کار بودم تقریبا بدون برنامه به این سفر اومدم.

بلیطمو دو روز قبل سفر از هواپیمایی قطر گرفتم؛ قیمت اون 1 میلیون و400 هزار تومن بود، رفت  وبرگشت با فاصله دو هفته به کلومبو پایتخت سریلانکا، ولی از اونجا که من قبل از این پروازهای زیادی با هواپیمایی قطر داشتم از امتیازم استفاده کردم و این بلیط رو به قیمت خیلی خیلی پایینی گرفتم. شاید باورش سخت باشه اما 174 هزار تومن! این جاییزه من بود به خاطر وفاداریم به این ایرلاین و انجام بیش از 20 پرواز با این ایرلاین.

 

ادامه مطلب
   + مرتضی اردبیلی ; ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/۱۱/۳٠
comment نظرات ()

سریلانکا

سفر مرا به زمین های استوایی برد

سلام

الان سریلانکا هستم،

شهر زیبای کندی

همه جای این کشور صدای پرندگان به گوش میرسه

مردم مهربان

غذاهای تند

اتمسفر هند،

به زودی سفرنامه رو مینویسم

   + مرتضی اردبیلی ; ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/۱۱/۱٧
comment نظرات ()

به سوی پتروگراد

 

سلام به همه دوستان همراهم

الان قشم هستم، هوا خیلی گرم و شرجیه و من هم تصمیم گرفتم ادامه سفرنامه روسیه رو براتون بنویسم.

ماجراهای مسکو زیبا و تاریخی و اعجاب انگیز رو براتون گفتم.

تا دیشب رو تو مسکو چرخیدیم و آخر شب هم آخرین دورمون رو تو میدان سرخ که شبها هم خیلی زیباست زدیم و برگشتیم به سمت هتل تا وسایلمون رو جمع کنیم و برای قطار 7 صبح به سمت سنت پترزبورگ آماده بشیم.

ادامه مطلب
   + مرتضی اردبیلی ; ۸:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٧/٩
comment نظرات ()

مرغ عشق

از سقز که به سمت دیواندره میری، دست راست یک جاده هست که به سمت تکاب میره، حدود 20 کیلومتر که از میان مزارع گندم جلو میری به روستایی میرسی به نام گورباباعلی، اونجا یک جاده فرعی دیگه هست که میبردت به سمت غار کرفتو.

غارهای زیادی رو دیدم، اما این یکی خیلی خارق العاده بود، پر از دالانها و تالارهای تو در تو و از همه بهتر اینکه زمانی که من رفتم هیچکس اونجا نبود و دیدن همچین غاری، تا صدها متر راه پیمایی درون غار، تنهایی، تجربه متفاوتیه. تو گرمای ظهر تابستان داخل غار چنان خنک بود که دوست نداشتم ازش خارج بشم.

غار در 4 طبقه است و هر طبقه رواق هایی داره به سمت بیرون، عین یک مجتمع آپارتمانی در دل کوه با راهروها و زیر زمین و بالکن.

تو بالکن طبقه 4 ام ایستاده بودم و داشتم منظره زیبای کوههای روبرو رو نگاه میکردم، در کنار نرده های چوبی، که نمیدونم از کجا یک مرغ عشق کوچک آبی رنگ اومد کنار من روی نرده ها نشست!

میدونم که مرغ عشق در ایران به شکل وحشی زندگی نمیکنه، شاید از قفسی فرار کرده، اما اینجا؟ وسط کوههایی که با نزدیکترین آبادی 10 کیلومتر فاصله هست؟

نمیدونم از کجا اومده بود، داشت کجا میرفت، چرا اومد کنار من نشست، اما یک لحظه فکر کردم نکنه این پرنده هم مثل من راهشو گم کرده، از قفس فرار کرده، اما نمیدونه باید کجا بره، کنار من نشستن رو برای خودش امن دیده، چون توی اون کوهها پر از پرنده های شکاریه که هر لحظه ممکنه توی هوا شکارش کنن، اومده بود پیش من تا از خطر پرنده های شکاری رها بشه. یک ساعتی رو کنار هم نشستیم، انگار آرامش داشت در کنار من، چشماشو میبست و به خواب میرفت.

بهش گفتم بیا با من بریم، اینجا خطرناکه، پرنده های شکاری بهت رحم نمیکنن، اما نیومد، نگاهم کرد، دست که به سمتش دراز کردم چند قدم عقب برداشت، با نگاهش گفت ترجیه میدم شکار بشم، اما دوباره اسیر نشم.

   + مرتضی اردبیلی ; ٦:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٦/۸
comment نظرات ()

سفر .... مرا از تو، به هیچ‌کجا نمی‌بَرَد

جای دوری نمی روم

اصلا جایی نمی روم که تو نباشی

نهایتش می روم تا ته دلتنگی

چرخی می زنم دور سردرگمی

آخرش می فهمم همه ی راه ها به تو ختم می شود

برمی گردم ..زانو می زنم تا باور کنی

که همه ی رفتن های من به تو ختم می شود

که همه ی دلتنگی های من بخاطر توست

و همه سردرگمی های من هم

...پس نگران نباش

من حتی اگر بخواهم دورتر از تو باشم

خدا نمی گذارد

همه ی راهها را جوری کج می کند

که به تو ختم شود

ما تنها خطوط موازی ای  هستیم

که کنار دوست داشتن های اتفاقی و بی دلیل به هم

می رسیم....

نگران هیچ رفتنی نباش

 

سفر .... مرا از تو، به هیچ‌کجا نمی‌بَرَد

حسن هاشمی

   + مرتضی اردبیلی ; ٢:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٥/۱۸
comment نظرات ()

نشد

سفر هند کنسل شد

:(

   + مرتضی اردبیلی ; ٧:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٥/۱۱
comment نظرات ()

مونالیزا

به نظرم مونالیزا یه حرفی داره می زنه، چشم هایی که غمگینن و لبهایی که می خندن!

مثل یک فراری می مونه...

انگار مونالیزا بارها دلش شکسته، اتفاق های ناگواری رو دیده و چیزهای زیادی رو فهمیده، اما هنوز سعی میکنه لبخند بزنه.

غافل از اینکه چشم ها هیچوقت نمی تونن دروغ بگن.

 

کتاب فروشی خیابان بیست و یکم شرقی

روزبه معین

   + مرتضی اردبیلی ; ٦:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٥/۱۱
comment نظرات ()

لووور

سلام به دوستان همسفر

امروز میخوام برم موزه لوور،

موزه لوور پر بازدید ترین موزه دنیاست، اما بزرگترین نیست، حتی نزدیک بزرگترین موزه دنیا هم نیست، من قبلا بزرگترین موزه دنیارو دیدم، موزه هرمیتاژ سنت پترزبورگ، که واقعا اعجاب انگیز بود، اما لوور معروفترین موزه دنیاست.

برای مقایسه این دوتا موزه باهم، یک عدد کفایت میکنه، تعداد آثار هنری و تاریخی به نمایش در اومده در موزه لوور 350 هزار اثر هست.

حالا حدس بزنید این عدد در موزه هرمیتاژ چنده؟ حتی فکرشم نمیتونید بکنید!

3 میلیون!!

یعنی هرمیتاژ 8.5 برابر لوور اثر هنری توش هست!

ادامه مطلب
   + مرتضی اردبیلی ; ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٤/٦
comment نظرات ()
← صفحه بعد