در سفر... مثل باد

سفر .... مرا از تو، به هیچ‌کجا نمی‌بَرَد

رم زیبا، رم تاریخی

سلام

تا رم رو نبینید باورتون نمیشه که امکان این هست که زندگی روزمره مردم در کنار بناهای 2 هزار ساله جریان داشته باشه، حتی بعضی جاها ساختمانهای هزار ساله ای وجود داره که همچنان مردم در اون زندگی میکنند!

اما طبق معمول اجازه بدین یکم در مورد تاریخچه این شهر بگم،

ادامه مطلب
   + مرتضی اردبیلی ; ٢:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۱٠/۱
comment نظرات ()

پرواز به رم

سلام به همه

دردسر های رسیدن تا اینجا رو در پست قبل بهتون گفتم، اما ارزششو داشت!

ده صبح سوار هواپیمای قطری شدم و 1ساعت و نیم بعد در دوهه پیاده شدم، پرواز بعدیم به رم حدود 1 ساعت بعد بود و خوشبختانه از گیت بسیار نزدیکی بود.

سیستم قطر ایرویز یک چیزهای خوبی داره، برای کسایی که زیاد با قطر پرواز میکنند، مثل من، به ما کد اف اف میده یعنی فرکوعنت فلایر یا مسافر همیشگی، بعد من یکبار فرم رو پر میکنم مثلا میگم دوست دارم تو هواپیما بهم چه غذایی بدن یا صندلیم دوست دارم همیشه کنار پنجره باشه و ازین جور چیزها، بعد من هر چند تا پروازی که میکنم یک مقدار امتیاز برام جمع میشه که میتونم با استفاده از اون تخفیفهای خیلی خوبی بگیرم یا از فری شاپ دوهه خرید کنم!

 

ادامه مطلب
   + مرتضی اردبیلی ; ٩:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٩/۳٠
comment نظرات ()

ماجراهای اروپا

سلام به همه

قبل از همه چیز بگم که قول میدم همه مطالب ناتموم رو تو این چند هفته تمومش کنم! 

قول دادم!

الان پاریسم، جاتون خالی، هوای خنک و بارونی.

پاریس یک چیز جالبی داره که هیجا ندیدم قبل این، اینجا به تعداد همه مغازه های دیگه کافه هست! انگار یک بخش مهمی از زندگی مردم پاریس در کافه ها میگذره، مثل همینی که من الان توش نشستم و دارم مینوسیم.

روبروم پشت شیشه داره بارون نم نم میاد چند نفری جلوی در کافه سیگار میکشند، بوی قهوه و شیشه بخار گرفته و ...

یک بعد از ظهر پاریسی!

ادامه مطلب
   + مرتضی اردبیلی ; ٥:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٩/٢٧
comment نظرات ()

قطار

سلام 

خیلی وقته پستی نذاشتم 

نمیدونم یک حس سرد شدن درونم بوجود اومد نسبت به نوشتن اینجا...

الان تو قطارم 

یجایی تو کوههای سوییس

از ایتالیا دارم میرم فرانسه

امیدوارم برگشتم این حس لعنتی برگرده 

دوباره شروع کنم 

هم ادامه سفرنامه روسیه، هم ادامه ویتنام هم این سفر 

چقدر نانوشته دارم. 

امروز صبح ونیز رویایی بود 

مه گرفته 

سرد 

از طلوع آفتاب تا غروب تو کوچه پس کوچه هاش قدم زدم 

موسیقی گوش میدادم

 

 

فعلا 

یا علی

   + مرتضی اردبیلی ; ۸:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٩/۱٦
comment نظرات ()