در سفر... مثل باد

سفر .... مرا از تو، به هیچ‌کجا نمی‌بَرَد

سفر .... مرا از تو، به هیچ‌کجا نمی‌بَرَد

جای دوری نمی روم

اصلا جایی نمی روم که تو نباشی

نهایتش می روم تا ته دلتنگی

چرخی می زنم دور سردرگمی

آخرش می فهمم همه ی راه ها به تو ختم می شود

برمی گردم ..زانو می زنم تا باور کنی

که همه ی رفتن های من به تو ختم می شود

که همه ی دلتنگی های من بخاطر توست

و همه سردرگمی های من هم

...پس نگران نباش

من حتی اگر بخواهم دورتر از تو باشم

خدا نمی گذارد

همه ی راهها را جوری کج می کند

که به تو ختم شود

ما تنها خطوط موازی ای  هستیم

که کنار دوست داشتن های اتفاقی و بی دلیل به هم

می رسیم....

نگران هیچ رفتنی نباش

 

سفر .... مرا از تو، به هیچ‌کجا نمی‌بَرَد

حسن هاشمی

   + مرتضی اردبیلی ; ٢:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٥/۱۸
comment نظرات ()

نشد

سفر هند کنسل شد

:(

   + مرتضی اردبیلی ; ٧:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٥/۱۱
comment نظرات ()

مونالیزا

به نظرم مونالیزا یه حرفی داره می زنه، چشم هایی که غمگینن و لبهایی که می خندن!

مثل یک فراری می مونه...

انگار مونالیزا بارها دلش شکسته، اتفاق های ناگواری رو دیده و چیزهای زیادی رو فهمیده، اما هنوز سعی میکنه لبخند بزنه.

غافل از اینکه چشم ها هیچوقت نمی تونن دروغ بگن.

 

کتاب فروشی خیابان بیست و یکم شرقی

روزبه معین

   + مرتضی اردبیلی ; ٦:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٥/۱۱
comment نظرات ()