در سفر... مثل باد

سفر .... مرا از تو، به هیچ‌کجا نمی‌بَرَد

اوگاندا، جینجا

جینجا اگه معروفترین شهر اوگاندا نباشه بدون شک توریستی ترینشه، و تنها دلیلش هم اینه که رود نیل از اینجا شروع میشه!

به هرکس بگید که میخام برم جینجا میگه میخوای بری رفتینگ؟ رفتینگ یا قایقرانی آبهای خروشان مهمترین فعالیت تفریحی این شهره که هر روز تعداد زیادی توریست رو به اینجا میکشونه، جینجا جزو 10 مقصد برتر رفتینگ دنیاست و به قول حرفه ای های رفتیگ گرید 5 و 6 جهانی که جزو سخت ترین رفتینگ های دنیاست در این منطقه وجود داره. 


ظاهرا موقعیکه گاندی از دنیا رفت و جنازش رو سوزاندند، خاکسترش به چند قسمت تقسیم شد و هر قسمت به قاره ای فرستاده شد تا در رودخانه ریخته بشه و در آفریقا هم البته که مهمترین رود رود نیل است و سرچشمه اون هم اینجا، پس خاکستر گاندی به اینجا آورده شد تا در رودخانه نیل ریخته بشه و 6500 کیلومتر سفر کنه و به دریای مدیترانه برسه.

به هرکس بگید که میخام برم جینجا میگه میخوای بری رفتینگ؟ رفتینگ یا قایقرانی آبهای خروشان مهمترین فعالیت تفریحی این شهره که هر روز تعداد زیادی توریست رو به اینجا میکشونه، جینجا جزو 10 مقصد برتر رفتینگ دنیاست و به قول حرفه ای های رفتیگ گرید 5 و 6 جهانی که جزو سخت ترین رفتینگ های دنیاست در این منطقه وجود داره. ارزانترین شرکت برگزار کننده رفتینگ در جینجا شرکتیه به اسم بکپکرز اکسپلورر نیل، که یک مسافرخونه ارزون قیمت هم در محل شرکت داره و اگه شما در رفتینگ ثبتنام کنید بهتون یک شب اقامت رایگان هم هدیه میده، اما قیمت رفتینگ ارزان نیست، برای گرید 5 و یک روز کامل 125 دلار. من قبلا یکبار در نپال رفتینگ رفته بودم و خیلی دوست داشتم دوباره امتحانش کنم، رفتینگی که در نپال تجربه کردم در رود گنگ بود و آب آنچنان خروشان نبود و تقریبا خط واژگونی وجود نداشت. اما اینجا قضیه فرق میکرد.

ساعت 8:30 صبح باید برای رفتن به کنار رودخانه آماده باشید. اولین مراسم توجیهی در کنار دفتر و همون مسافرخانه برگذار میشد که کلاه ایمنی و جلیقه نجات به هرکس داده میشه و توضیحات اینکه برنامه چیه و قراره چیکار کنیم و چی بپوشیم. خلاصش اینکه چون قراره تمام روز زیر آفتاب پاروبزنیم بهتره لباسمون هرچقدر میتونه پوشیده تر باشه اما جوری نباشه که سنگین باشه و آب جذب کنه و راحت نباشه، کرم ضد آفتاب هم از مهمترین چیزهایی بود که نباید فراموش کنید (که من اصلا نداشتم و حسابی سوختم) بعد از توجیه اولیه صبحانه ای به دستمون دادند و سوار یک کامیون شدیم که چند ردیف نیمکت داشت برای انتقال به کنار رودخانه، صبحانه اسمش رولکس بود، یک لایه تخم مرغ که لای چاپاتی پیچیده شده بود، و یک ظرف میوه شامل هندوانه و موز و آناناس و پشن فروت.

محل توقف ما کنار رودخانه از سطح رودخانه حدود 30 متر بالاتر بود و منظره زیبایی از رودخانه نیل داشت، از اون بالا کاملا عظمت رودخانه مشخص بود؛ تازه این نیل که اینجا جریان داره با بسیاری رودهای دیگه در مسیر یکی میشه تا رود نیل نهایی شکل میگیره که از مصر میگذره، اون دیگه چقدر بزرگه!

به هرکس یک پارو داده شد و کفش ها داخل کامیون ها، همه وسایل اضافی غیر از پارو داخل کامیون میموند تا موقع برگشت.

یک جوان آمریکایی که به قول خودش رفتینگ رو در می سی سی پی یاد گرفته و الان 6 ساله که مربی رفتینگه آموزش اصطلاحات و اتفاقات ممکن رو بهمون داد، به قسمتهای خطرناک رودخانه که جریان آب میتونه قایق رو واژگون کنه "رپید" گفته میشه، یعنی سریع، رپید ها بر حسب ارتفاع موج ها و گاهی ارتفاع سقوط و سرعت و سختی دسته بندی میشند به گرید های از 1 تا 6، در مسیر ما یک رپید گرید 6 وجود داشت (که ما اونو دور زدیم و ازش رد نشدیم) و 4 تا رپید گرید 5 و چند تا هم 3 و 4.

به گروههای 6-7 نفری تقسیم شدیم (کلا حدود 30 نفر بودیم) و به هرگروه هم یک راهنما که هدایت گروه و قایق رو بر عهده داشت معرفی شد. بقیه آموزشها شامل فرمانها و عکس العملها در روی رودخانه آموزش داده میشد. همونطور که رفت (همون قایق بادی مخصوص رفتینگ) روی جریان آب رودخانه در حال حرکت به سمت پایین دست بود آموزشهای مربوط به شرایط مختلف پیش رو بهممون داده شد، مهمترین قسمتش این بود که موقع واژگونی قایق باید چیکار کنیم و اگه قایق یجا گیر کرده که جریان آب داشت واژگونش میکرد چطور جلوی اونو بگیریم و آخر اینکه چطور قایق واژگون رو دوباره به حالت اولیه برگردونیم. برای این کار هممون پریدیم داخل آب و راهنما قایق رو واژگون کرد و با کمک هم دوباره قایق رو به حالت اولیه برگردوندیم و همه سوار شدیم و به سمت اولین رپید حرکت کردیم.

تا اون لحظه که صدای رپید شنیده نمیشه همچیز خوبه؛ اما استرس از اونجایی شروع میشه که یواش یواش به منبع صدای غرش آب نزدیک میشدیم و میدیدیم که قایق داره سرعت میگیره! قبل از اولین رپید باید با پارو زدن سریع خودمون رو به مرکز رپید میرسوندیم که جریان شدت کمتری داشت، متاسفانه کار گروهیمون خوب نبود و نتونستیم به نقطه مورد نظر برسیم و از منطقه بدی وارد رپید شدیم و در کسری از ثانیه قایق واژگون شد. باور کنید انقدر سریع اتفاق افتاد که حتی نفهمیدم قایق از کدوم طرف واژگون شد، فقط به خودم اومدم دیدم توی آب هستم و دور تا دورم پر از حباب! آب با شدت زیادی منو به هر طرفی که میخواست پرتاب میکرد، عین ماشین لباسشویی بود! به لطف جلیغه نجاتی که تنم بود روی آب اومدم و قایق رو دیدم که در فاصله 4-5 متری من واژگونه و 3 نفر از اعضای تیم به قایق آویزونن.

انقدر جریان تند بود که نتونستم بر خلافش شنا کنم و خودمو به قایق برسونم پس تصمیم گرفتم در جهت رودخانه برم تا به تیم نجات که در انتهای رپید قرار داشتند برسم و اونجا سوار یکی از کایاک های نجات شدم. تازه بعد از اولین سقوط و واژگونی همه فهمیدیم که واقعا این یک رفتینگ جدی هست و باید خیلی هشیار باشیم. با اینکه تیم برگذار کننده تور خیلی حرفه ای و مجهز بودند و 2 تا قایق نجات و 3 تا کایاک همیشه مواظب همه بودند اما خوب جریان آب با کسی شوخی نداشت!

بچه های باقیمونده اطراف قایق و راهنما قایق رو برگردوندند و سوار شدند و اومدند ما رو هم سوار کردند و ازون به بعد تصمیم گرفتیم خیلی هشیارتر باشیم. توی رپیدهای بعدی خیلی بهتر عمل کردیم و توی یک رپید که همه قایقها واژگون شدند قایق ما سالم رد شد! حدود 5 ساعت پارو زدیم و 25 کیلومتر روی رود نیل حرکت کردیم تا به مقصد نهایی رسیدیم و تور رفتینگ تمام شد. همونطور که گفتم در مسیرمون یک رپید گرید 6 بود که وقتی اونو از خشکی دیدم با خودم گفتم اصلا میشه کسی از این جریان زنده خارج بشه؟ حتی کایاک  سوارها هم جرات اینو نداشتند که وارد اون منطقه بشند، واقعا ترسناک بود. در ادامه مسیر فقط 2 بار دیگه واژگون شدیم، بعضی جاها هم که جریان آب آرام بود راهنما اجازه میداد بپریم داخل آب و شنا کنیم یا فقط سوار جریان آب بشیم و لذت ببریم.

دفعه قبل از رفتینگ در نپال لذت بردم اما این یکی فوق العاده بود، تجربه ای بود که فکر نمیکنم دیگه به این زودی ها بتونم تکرارش کنم، بعد از هیجان قبل از رسیدن به رپیدها و رد کردن اون که همراه با واکنش های سریع و پارو زدن های با قدرت میشد، دراز کشیدن روی آب و گوش دادن به صدای پرندگان واقعا لذتبخش بود. گفتم پرندگان یادم اومد که بهتون از طبیعت بی نظیری بگم که در حین رفتینگ از میونش رد شدیم، انواع و اقسام پرندگاه دوزیست اطراف ما پرواز میکردند. چند گونه پرنده ماهیگیر که هر چند دقیقه در میون اطراف ما در داخل آب شیرجه میرفتند. کنار رودخانه هم که منظره جنگلی بسیار بکری دیده میشد، گاهی جنگل چنان در هم پیچیده بود که مثل دیوار سبزی در کنار رودخانه بنظر میرسید.

حدود ساعت 5 بعد از ظهر رفتینگ به پایان رسید و همگی خسته و کوفته به کمپ برگشتیم، من شب رو هم در کمپ ساید خوابیدم و فردا صبح به سمت مقصد بعدی یعنی سیپی حرکت کردم.

سرچشمه رود نیل

اما تصاویر رفتینگ، این همون قسمتیه که ما در گذر ازش موفق نبودیم و قایقمون چپ شد!

 

اما لحظه واژگونی!

این اون قسمتیه که شبیه ماشین لباسشویی بود! گرید 6!

هیجان انگیز بود!

   + مرتضی اردبیلی ; ۸:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٧/۱٩
comment نظرات ()