در سفر... مثل باد

سفر .... مرا از تو، به هیچ‌کجا نمی‌بَرَد

گورونگورو، اعجاب انگیز

سلام

در سفرم... خیلی دور .. خیلی نزدیک

الان کاشانم، نم نم بارون میاد، عصر جمعه و همجا تعطیل؛

مثل بقیه شهرهای سنتی و کویری،

بهترین کار نوشتن ادامه سفرنامه آفریقاست:

 


بعد از خروج از پارک ملی زیبای سرنگتی با اونهمه حیوانات متنوع مستقیم به سمت کمپ سیمبا در ارتفاع 1800 متری دهانه رفتیم. هرچی بالاتر میرفتیم هوا سرد و سردتر میشد. تا بالاخره دم غروب رسیدیم به کمپ، دور تادور کمپ جنگل بسیار انبوهی بود. آشپزخانه و توالت ها و سالن در سمت شرقی کمپ بودند. اما جذابترین قسمت کمپ ضلع شمالیش بود. جاییکه نمای بی نظیری از دهانه آتشفشانی گورونگورو دیده میشد. هرکس وارد کمپ میشد بی اختیار ساعتی رو به تماشای اون منظره بی نظیر مینشست.

یک درخت بزرگ و تنومند در وسط کمپ بود که چادرها در اطراف اون پراکنده بودند. بعد از خوردن شام حدود ساعت 8 به چادر رفتیم برای خواب، چون ساعت 6 باید وارد دهانه میشدیم.

زمان بازدید از دهانه 6 ساعته، و اول صبح بهترین زمان دیدن حیوانات که پر جنب و جوشتر و فعالترند و هرچی به سمت ظهر بریم حیوانات به سمت سایه برای استراحت میروند.

شب بسیار سردی بود و کیسه خواب من هم برای همچین دمایی زیاد مناسب نبود. ساعت 5:30 که از چادر خارج شدم منظره دهانه مبهوتم کرد.

داهنه لبالب پر از ابر بود؛ نور فلق آبی و قرمز و لاجوردی از پس ابرهایی که مثل آبشار از دهانه به سمت داخل میریختند میتابید.انگار ما بر روی یک تکه از زمین بالای ابرها سوار بودیم. همه خواب بودند و گروه ما اولین گروهی بود که بیدار شد. تو اون سرما قهوه ای خوردیم و سریع سوار ماشین شدیم و به سمت در ورودی دهانه که حدود 5 کیلومتر فاصله داشت رفتیم. دومین یا سومین ماشین وارد دهانه شدیم و مسیر پیچاپیچ و پرشیب رو در داخل ابرها طی کردیم تا به دشت رسیدیم. در همان ابتدای دشت دریاچه نسبتا بزرگی که پر از فلامینگو های صورتی بود توجه منو به خودش جلب کرد. با اینکه الان فصل خشک بود وآب دریاچه خیلی کم شده بود اما همچنان آب داشت و برای بقای فلامینگو ها کافی بود.

 

چند درنای شاخدار که نماد کشور تانزانیا هستند در اطراف ما پرواز میکردند و گاهی از روی زمین دانه هایی برمیداشتند. پرنده های بزرگ زیبا.

قطر دهانه کمتر از 30 کیلومتره، پس برای دیدنش خیلی عجله نداشته باشید. کلا 2-3 تا جاده وجود داره که در 3 ساعت میتونید همشون رو ببینید و بیشتر مناطق پارک برای حفظ آرامش حیوانات اصلا جاده ای نداره و طبق معمول خروج از جاده هم غیر قانونیه و جریمه های سنگینی داره.

برای اطلاع از چطور بوجود اومدن این دهانه به سفرنامه پارک سرنگتی مراجعه کنید.

معروفترین حیوان ساکن دهانه گورونگورو کرگردن خاکستری آفریقاییه.

از شانس بد ما اونروز کرگردن ها به منطقه ای از پارک رفته بودند که جاده نداشت و نتونستیم ببینیمشون. اما چیزهای هیجان انگیز دیگه ای دیدیم.

دو تا شیر نر با ابهت که باهم حرکت میکردند.

شکار بوفالو توسط کفتارها. البته تا زمانی که ما اونجا بودیم شکاری صورت نگرفت. تعداد خیلی زیادی، 10 ها کفتار از نقاط مختلف پارک دور هم جمع شده بودند و دور تا دور یک گله بزرگ بوفالو ها رو گرفته بودند و بوفالو ها هم که احساس خطر کرده بودند، جوانترها و بچه ها رو در وسط قرار داده بودند و بوفالو های قوی جثه و بزرگ با شاخهای سنگین و بزرگشون دور این دایره ایستاده بودند و اجازه نزدیک شدن رو به کفتارها نمیدادند. عمر بهم گفت که احتمال اینکه کفتارها الان حمله کنند خیلی ضعیفه. چون بوفالو ها راحت میتونند اونهارو بکشند. اما شب زمان خوبی برای شکاره که بوفالو ها بینایی ضعیفی دارند و کفتارها میتونند با حمله گروهی یکی از بچه هارو شکار کنند.

 اما یکی از زیباترین مناظر پارک در انتهای غربی اون قرار داره. یک دریاچه آب عمیق و زیبا که زیستگاه اصلی اسب های آبی در این پارکه. این دریاچه در تمام طول سال آب هست واسه همین اسب های آبی اینجا زندگی میکنند.

 

هرچی به سمت ظهر نزدیک میشدیم ابرها بالاتر میرفتند و به سمت دهانه ها؛ و کم کم ناپدید شدند. گله های گوزونهای یالدار نزدیک ظهر به سمت آب میرفتند، و ما به سمت جنگل شرقی، در جستجوی کرگدن، اما نتونستیم کرگدن پیدا کنیم و فقط فیل و اسب آبی و یک پلنگ دیدیم که روی درخت به خواب رفته بود.

برای نهار در قسمتی از پارک توقف کردیم که سرویس بهداشتی تمیزی هم داشت، نهار کتلت موز و یک تکه مرغ و یک همبرگر کوچک بود و ساندویچ کره و هویج.

در همون نزدیکی مسیر خروج از دهانه بود که شیب خیلی زیادی داشت و سنگفرش بود و از جاده ورود خیلی زیباتر بود.

دهانه گرونگورو یکی از اون جاهایی بود که خیلی دوست داشتم؛ خاص بود، و حس خوبی داشت، مثل یک حیاط وحش کامپکت، همه طبیعت آفریقا در یک محوطه 30 کیلومتری.

ادامه عکسها:

 

یک درخت کاکتوسی

اسب آبی خسته!

رقص شترمرغ

آخرین عکس

 

یا علی

   + مرتضی اردبیلی ; ٦:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/۱٠
comment نظرات ()