در سفر... مثل باد

سفر .... مرا از تو، به هیچ‌کجا نمی‌بَرَد

روسیه 3، مسکو، میدان سرخ

 

سلام مجدد خدمت دوستان همراه،

تا اونجارو براتون گفتم که از سمت کلیسای سنت باسیل، همون کلیسای با گنبد هایی به شکل بستنی قیفی، که حتما همتون عکسشو دیدین، وارد میدان سرخ شدیم.

دم غروب بود و نور بی رمق خورشید بر گنبد های رنگارنگ کلیسا میتابید و رنگهای اونو دو چندان زیبا نشون میداد.


 

این کلیسای زیبای که اسم دیگه اون کلیسای جامع منجی هست، در زمان ایوان مخوف یعنی حدود 450 سال پیش ساخته شده. مناسبت ساخت اون بر میگرده به پیروزی لشکر تزار بر مغول هایی که شهر کازان رو در اختیار گرفته بودند. این روز در تاریخ روسیه روز مهمیه، چون اون رو روزی میدونند که تمام روسیه متحد شد و در اون روز تزار خودش رو تزار تمام روسیه اعلام کرد.

کلیسا مشتمل بر8 کلیسای کوچکه که دور تا دور یک کلیسا اصلی حضرت مسیح ساخته شده اند، داخل کلیسا شدیدا مارپیچ  و پیچیده است، دلیل ساخت کلیسا به این شکل هنوز هم کاملا مشخص نیست،  اما چیزی که محرض شده اینه که کلیساهای کوچک به شکل ستاره 8 پر (همان ستاره داوود) در اطراف کلیسای اصلی هستند و نشانه ای از تعهد و بیعت طراح به کلیسای اورشلیم، یا همان قدس، هست.

سازه اصلی کلیسا در ابتدا کاملا با سنگ سفید رنگ ساخته شده بود و گنبدهایی طلایی رنگ داشت، بعدها در قرن 17ام رنگ اون تغییر پیدا کرد تا به بقیه ساختار میدان سرخ هماهنگ بشه و گنبدهای اون هم به این شکل رنگارنگ در اومدند.

از کنار کلیسا رد شدیم و به خود میدان رسیدیم، میدان سرخ در حقیقت اسمش سرخ نیست و برعکس تصور عموم این اسم هیچ ربطی به رنگ سرخ سنگ پوشش کف و دیوارهای کرملین، یا ساختمانهای اطراف نداره، کلا این اسم هیچ ربطی به رنگ قرمز که رنگ مورد علاقه رژیم کومونیستی شوروی است نداره. این اسم از یک  کلمه قدیمی اسلوواکیایی اومده به معنی زیبا، یعنی میدان زیبا.

اما چون این میدان به همین اسم میدان سرخ، به اشتباه، مشهور شده منم از همین اسم استفاده میکنم.

میدان سرخ در چهار جهت به چهار تا از مهمترین آثار تاریخی مسکو منتهی میشه، و تمام خیابانهای شهر هم به صورت شعاعی به این میدان ختم میشه. این میدان قلب و روح مسکو هست.

سمت جنوبی اون که به کلیسای سنت باسیل منتهی میشه، روبروی کلیسا، در شمال میدان موزه ایالتی مسکو قرار داره، سمت شرقی میدان دیوار بلند و قرمز رنگ کرملین قرار داره و برج ساعت و ناقوس های بزرگی که هر یک ربع در میان به صدا در میان، در کنار دیوار کرملین و در وسط میدان مقبره هرمی شکل لنین، رهبر متوفی انقلاب کمونیستی روسیه قرار داره، و در روبروی دیوار، در سمت غربی میدان، مرکز خرید بزرگ و قدیمی گام، یکی از زیباترین و البته گرانترین مراکز خرید دنیا!

اطراف میدان سرخ ده ها اثر دیدنی دیگه هم قرار داره، مثل کلیسای کازان، مجسمه مینین و پوژارسکی، دروازه رستاخیز، موزه جنگ، موزه تاریخ، موزه باستانشناسی، مقبره سرباز گمنام، خانه قدیمی رومانوف و ...

خلاصه اگه بگم خود میدان سرخ و آثار اطرافش یک هفته زمان لازم داره برای دیدن اغراق نکرده ام.

امروز فرصتی برای دیدن داخل آثار تاریخی نداشتیم، چون ساعت 8 شب بود و با اینکه هنوز خورشید در آسمان بود، اما اماکن طبق ساعت اداری خودشون در ساعت 5 یا 6 تعطیل میکردند. سری به داخل مرکز خرید گام زدیم.

قدمت این مرکز خرید به 400 سال میرسه یکبار حدود 150 سال پیش دچار آتشسوزی بزرگی شد و تقریبا بطور کامل تخریب شد، اما ساختمان جدید به زودی در مکان ساختمان قبلی احداث شد. در زمان رژیم کمونیستی تغییر کاربری های زیادی در این ساختمان اتفاق افتاد، اما تا قبل از اون همیشه مرکز تجاری و قلب تجاری روسیه در این ساختمان جریان داشته.

بعد از انقلاب کمونیستی، ابتدا این ساختمان به دستور استالین به یک ساختمان اداری برای اداره برنامه ریزی 5 ساله شوروی تبدیل شد (همون سازمان برنامه خودمون) بعد از مدتی طبقه اول اون رو تبدیل به یک مرکز خرید لباس مخصوص سران نظام کمونیستی تبدیل کردند و افراد خاص میتونستند از اونجا لباس تهیه کنند. از حدود سال 1950 برای مدتی این ساختمان تعطیل شد و در اون به روی مردم بسته شد، اما بعد از فروپاشی و دهه نود و پس از بازگشایی بازار، تمامی برندهای مطرح دنیا در اون مغازه هایی رو تصاحب کردند و تبدیل شد به یکی از گرانترین مراکز خرید دنیا که به نماد تضاد طبقاتی شدیدی که در روسیه امروز حاکم هست اشاره داره. در طبقات پایینی گام، یعنی زیر زمین، مراکز خرید و مجموعه های خصوصی قرار داره که هیچکس اطلاع دقیقی از اون نداره، فقط گفته میشه که افراد خاص با کارت عضویت ویژه میتونند به اونها وارد بشند.

علیرغم اینهمه که میگفتند این بازار گرون قیمته، اما ما از اونجا خرید کردیم! بستنی قیفی! تنها چیزی بود که ما از اون بازار خریدیم. این  روزها در روسیه جشنواره گام هست، انقدر این جشنواره براشون مهمه که حتی دیدم در اخبار تلوزیون سراسری روسیه هم اعلام شد، تمام پاساژ مملو از گل بود، راهروها پر از گل؛ به هر قسمتی که نگاه میکردی پر از گل های رنگارنگ بود، خلاصه خیلی زیباست.

تندیس مسیح بر بالای ورودی گام

از درب گام که خارج شدیم، ساعت 9 و نیم بود، اما هوا هنوز تاریک نشده بود و تازه گرگ و میش بود.

بخاطر قرار گرفتن این شهرها در عرض های شمالی، در تابستان تقریبا تمام طول شبانه روز خورشید در آسمان هست، ایامی در سال، حدود 1 ماه، هوا اصلا تاریک نمیشه، الان که ما اینجا هستیم حدود یک ماه از اون ایام که به اون شبهای سفید گفته میشه گذشته، و چیزی حدود 3 ساعت شب هست! یعنی هوا حدودا ساعت 11 شب تاریک میشه و حدود ساعت 2 دوباره خورشید سر  وکله اش پیدا میشه.

همین تجربه اینکه روز تا نیمه شب طول میکشه برای ما جذاب بود، جالب اینه که انگار سیستم بدنی ما بیشتر با نور خورشید هماهنگه تا با ساعت، با اینکه از صبح تا غروب (ساعت 11) راه رفته بودیم اما احساس خستگی نمیکردیم و منتظر بودیم هوا تاریک بشه.

راه خودمون رو در امتداد دیوار کرملین، و مقبره لنین که بسته بود به سمت موزه ایالتی ادامه دادیم و پس از گذشتن از کنار موزه با عبور از زیر دروازه رستاخیز از میدان سرخ خارج شدیم. دروازه رستاخیز در زمان کمونیستی برای عبور ورود تانکها به میدان سرخ برای رژه نابود شد، همچنین کلیسای کوچک کنار دروازه هم نابود شد، اما هردوی این آثار بعد فروپاشی مجددا درست مثل مدل قدیمی دوباره ساخته شدند.

بعد از خروج از میدان سرخ و عبور از دروازه رستاخیز وارد میدان جدیدی میشید، میدان مانژ، این میدان در همسایگی میدان سرخ، حدود دو قرن پیش و پس از پیروزی تزار بر ناپلئون ساخته شد، اولین ساختمان نمای پشتی ساختمان موزه ایالتی هست که قبلا ساختمای دومای مسکو بوده، و در جلوی اون مجسمه یک نفر سوار بر اسب قرار داره که نفهمیدم کیه!! در سمت راست دوما، ساختمان موزه جنگ قرار داره، همون اطراف یک راهرو هست که شمارو به سمت زیر زمین و موزه باستانشناسی هدایت میکنه! هتل بزرگ چهارفصل که گرونترین هتل مسکو هم هست گوشه دیگه ای از میدان قرار داره، درست روبروی در ورودی هتل، یک مرکز خرید بزرگ به صورت زیرزمینی ساخته شده به اسم مرکز خرید اوخوتنی ریاد، هرچند که ما داخل خود مرکز خرید نرفتیم، اما سقف اون که حیاط باغ الکساندر میشه بسیار زیباست، گنبد بزرگ نورگیر سقف با نقشه جهان و یک مجسمه بزرگ یک سوار در حال جنگ با اژدها تزیین شده.

از سقف اوخوتنی به سمت دیوار کرملین که از پله ها پایین برید یک استخر رودخانه مانند قرار داره پر از فواره و مجسمه، که زیباترین اون مجسمه چند اسبه که در پشت اونها تونلی از داخل فواره های آب طراحی شده، در روبروی اون هم یادمان سرباز گمنام که بعدا در موردشون حرف میزنیم.

دیگه هوا کم کم تاریک شده بود، کمی به اجناس دست فروشهای اطراف نگاه انداختیم و راهمون رو به سمت محل اقامتمون ادامه دادیم. در مسیر از جلوی نمایندگی خودروهای سوپرلوکس و گران قیمت فراری و مازراتی رد شدیم، گفتم ماشین یادم افتاد بگم که چقدر اینا خیابانها پر از ماشینهای لوکسه. ماشینهای سوپراسپرت با صداهای جذاب و غرش های فراوان، هم خودرو هم موتورسیکلت.

خیابان اطراف کرملین و میدان سرخ ظاهرا خیابان مورد علاقه روسها برای نشان دادن خودروها و موتورسیکلتهای گرون قیمتشونه، چند دقیقه نشستن گوشه ای و گوش دادن به صدای غرش موتور این وسایل نقلیه گرونقیمت خالی از لطف نیست.

از جلوی بولشویی تاتر رد شدیم، معروفترین تاتر مسکو، و یکی از قدیمی ترین ها، و بی شک باشکوهترین اونها. ساختمان بولشویی تاتر شبیه ساختمانهای قدیمی رومی ساخته شده، با ستونهای سنگی در جلو و سقف شیب دار.

شام رو در نزدیک خونه یک همبرگر خوردیم با قیمتی مناسب، من تعجب میکنم چرا انقدر میگن این شهر گرونه؟ تاحالا که همچی برای ما اگه نگم ارزونتز از تهران، ولی همون قیمت بوده!!

حدود ساعت 12و نیم شب به ساختمانمون رسیدیم و با آسانسور پر سروصدای حداقل 50 ساله به طبقه چهارم رفتیم. هم اتاقیهامون زودتر خابیده بودند و ما برای عدم ایجاد مزاحم به آرومی لباسهامونو عوض کردیم و به تخت خواب رفتیم.

چقدر این خاب پس از خستگی راه، میچسبه.

 

شبتون بخیر

 

خانه رومانوف ها

 

کلیسای سنت باسیل، نماد مسکو

 

غروب خورشید در پس برج های کرملین

 

داخل گام

 

دوما یا موزه ایالتی

دیوار کرملین و مقبره لنین

ستاره پنج پر، بر بالای همه برج ها

   + مرتضی اردبیلی ; ٧:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٥/۱٢
comment نظرات ()