در سفر... مثل باد

سفر .... مرا از تو، به هیچ‌کجا نمی‌بَرَد

قطار

سلام 

خیلی وقته پستی نذاشتم 

نمیدونم یک حس سرد شدن درونم بوجود اومد نسبت به نوشتن اینجا...

الان تو قطارم 

یجایی تو کوههای سوییس

از ایتالیا دارم میرم فرانسه

امیدوارم برگشتم این حس لعنتی برگرده 

دوباره شروع کنم 

هم ادامه سفرنامه روسیه، هم ادامه ویتنام هم این سفر 

چقدر نانوشته دارم. 

امروز صبح ونیز رویایی بود 

مه گرفته 

سرد 

از طلوع آفتاب تا غروب تو کوچه پس کوچه هاش قدم زدم 

موسیقی گوش میدادم

 

 

فعلا 

یا علی

   + مرتضی اردبیلی ; ۸:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٩/۱٦
comment نظرات ()