در سفر... مثل باد

سفر .... مرا از تو، به هیچ‌کجا نمی‌بَرَد

ماجراهای اروپا

سلام به همه

قبل از همه چیز بگم که قول میدم همه مطالب ناتموم رو تو این چند هفته تمومش کنم! 

قول دادم!

الان پاریسم، جاتون خالی، هوای خنک و بارونی.

پاریس یک چیز جالبی داره که هیجا ندیدم قبل این، اینجا به تعداد همه مغازه های دیگه کافه هست! انگار یک بخش مهمی از زندگی مردم پاریس در کافه ها میگذره، مثل همینی که من الان توش نشستم و دارم مینوسیم.

روبروم پشت شیشه داره بارون نم نم میاد چند نفری جلوی در کافه سیگار میکشند، بوی قهوه و شیشه بخار گرفته و ...

یک بعد از ظهر پاریسی!


برسیم به سفر اروپا

والا من خیلی به فکر اروپا نبودم، خیلی یهویی شد،  از ویزا مطمعن نبودم واسه همین همه چیزو منوط کردم به جور شدن ویزا.

رفتم سایت سفارت و مدارک لازمو خوندم، گواهی اشتغال به کار، فیش حقوقی، پرینت حساب و دعوتنامه و بلیط رفت و برگشت و رزرو هتل.

من دعوتنامه نداشتم، شهریور زنگ زدم به سفارت (البته یک هفته زنگ زدم تا بالاخره تونستم موفق بشم) و وقت گرفتم برای تحویل مدارک برای حدود 1 ماه بعد، حدود 20 مهر.

خانم پشت خط بهم گفت 20 مهر ساعت 10 صبح اینجا باش، منم به خیال اینکه الان میرم اونجا میگم من ساعت 10 وقت داشتم  و میرم تو، راس 10 اونجا بودم اما دیدم جلوی در یک صف هست به طول چند ده متر!

گفتم حتما اینا وقت ندارن من الان تندی میرم تو! اما کاشف به عمل اومد همه اوناییکه تو صف بودن وقتشون همین امروز ساعت 10 بود! یک چیزی حدود 130 نفر!

همینجا بگم که اگه میخواید برای تحویل مدارک به سفارت فرانسه برید وقت لازم نیست! هرموقع وقت داشتید خودتون تشریف ببرید اونجا تو صف برید تو!

حدود ساعت 1 ظهر رفتم تو، اول باید 60 یورو میدادی به صندوق تا بهت شماره بده و بشینی تا نوبتت بشه. راستش من اول رفتم مسئول باجه ها رو نگاه کردم، 3 تا آقا بودن و دوتا خانم، خانم اولیه میانسال بود و خانم دومی جوان و به نظر مهربان!!

خدا خدا کردم که شماره من به باجه این خانم جوان بخوره و همینطور هم شد!

خداروشکر همون اول با دیدن پاسپورتم که پر از ویزا بود خندید و گفت "اووو چقدر سفر رفتی؟" گفتم اره خیلی من عاشق سفرم

گفت "امسال کجاها رفتی؟" گفتم امسال روسیه و ترکیه و ویتنام، اگه فرانسه هم برم دیگه عالی میشه!

خلاصه ارتباط خوبی برقرار کردم  و یک سری سوال در مورد شغلم پرسید و بعد مدارکمو فقط یک نگاه گذرا انداخت، پرسید تو حسابت چقدر پول داری؟ گفتم 10 میلیون! زیاد نیست آخه من همه پولهامو خرج سفر میکنم.

یک چیزهایی به فرانسوی تو برگه نوشت و گفت خوب خوبه میتونی بری و هفته بعد بیا!

تقریبا دلم روشن بود که بهم ویزا رو میده، چهارشنبه هفته بعد رفتم وهمون صف دوباره بود اما اینبار خیلی سریع جلو میرفت، رفتم تو دیدم همون دختر خانم با موهای فرفری نشسته، منو که دید گفت "اااا ویزای تو صادر شده" بعدش بهم گفت امروز فقط 5 تا ویزا صادر شده بود و به همه میگفت برید بعدا خبرتون میکنیم! اما مال من رو دادن!

ویزای درخواستی من 14 روزه بود اما اونا یه من 35 روزه دادن! با 20 روز اقامت! دمشون گرم

منم خوشحال ویزا به دست برگشتم!

اما ماجراهای بعدش مثل تا اینجا خوشحال کننده نبود. من چهارشنبه ویزامو گرفتم و بلیطمو برای دوشنبه هفته بعدش رزرو کرده بودم رفت به پاریس و برگشت 20 روز بعد از بارسلون اسپانیا، که جمعه حملات تروریستی پاریس اتفاق افتاد. حوادث ناراحت کننده اونم درست دم رفتن من! اینهمه بدشانسی؟

پروازها کنسل شد و ورود و خروجها به حالت تعلیق در اومد و باقی ماجرا!

خلاصه مجبور شدم یک هفته صبر کنم تا ببینم اوضاع چطور میشه، بلیطمو گرفتم واسه جمعه 6 آذر، به پاریس، با قطر ایرویز ایرلاین محبوب من!

ساعت پرواز 11 صبح، ساعت 9 صبح رسیدم فرودگاه امام خمینی (..... دیگه هیچی نمیگم) دیدم انگار تو فرودگاه راه پیماییه، هزاران نفر تو فرودگاه، حتی درهای ورودی نمیتونست بسته بشه!

اصلا انتظار این شلوغیو نداشتم! چرا؟؟؟؟

بله، به علت اربعین!

هزاران نفر داشتند به نجف و کربلا میرفتند! مشخصلا تعداد زیادیشون تاحالا سوار هواپیما نشده بودند، عده ای حتی پاسپورت نداشتند، خلاصه به هزار و یک بهونه اون ازدهام ایجاد شده بود، نمیخوام به هیچ تفکر و اعتقادی توهین کنم واسه همینم هیچی نمیگم بیشتر از این.

خلاصه کلام اینکه من پروازمو از دست دادم!

بله برای اینکه این آقایون و خانمهای محترم به زیارتشون برسند، من و چندین نفر دیگه پروازمون رو از دست دادیم، حتی نتونستیم وارد سالن ترانزیت بشیم! رفتم دفتر قطر در طبقه پایین، بهم گفتن اشکال نداره و نصف مسافرها نرسیدند ومیفهمیم مشکل شما نیست، فردا برید دفتر قطر در تهران و بلیطتون رو عوض کنید.

همون موقع توی فرودگاه نشستم و پروازهارو چک کردم، تمام پروازها به پاریس تا 10 روز بعد پر بود! چیکار کنم چیکار نکنم؟ گفتم شهرهای دوروبر رو چک کنم، اولین پرواز دوشنبه صبح به رم بود! چرا که نه؟ میرم رم! 

رزروش کردم!به قیمت 1.5 میلیون

فردا صبح رفتم دفتر قطر و همونطور که انتظار داشتم خانم کارمند بعد از یکساعت گشتن گفت متاسفانه اولین پروازمون به پاریس واسه 10 روز دیگس، تو دلم گفتم خودم میدونستم،

گفتم لطفا رم رو هم چک کنید، دوباره یکساعت دیگه با کامپیوترش ور رفت و گفت بله رم واسه دوشنبه جا میده؟ چند؟ 2میلیون و 600!!!

گفتم خانم من یک رزرو دارم از دیروز با قیمت 1.5 میلیون! بله! یک روز زودتر رزرو کردن بلیط 1 میلیون تومن به نفعم شد!

گفت تا دیروزش پروموشن بلیط این خط بوده که امروز برداشتن!

خلاصه بلیط جدید رو گرفتم، رفت به رم و برگشت از پاریس، چون ویزام از سفارت فرانسه صادر شده بود باید یا گیت ورودم به اروپا فرانسه میبود، یا بیشتر اقامتم در فرانسه، منم واسه اینکه بگم اقامتم بیشترش در فرانسه بوده برگشتشو از پاریس گرفتم که برای دفعه بعد اذیتم نکنن.

 

حالا فعلا تا همینجاشو داشته باشید تا بقیشو به زودی تعریف کنم

در ضمن به تمام دوستان کربلا رفته، مخصوصا اونهاییکه اونروز از فرودگاه امام رفتن، خسته نباشید و زیارت قبول میگم!

 

فعلا شبخیر

   + مرتضی اردبیلی ; ٥:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٩/٢٧
comment نظرات ()