در سفر... مثل باد

سفر .... مرا از تو، به هیچ‌کجا نمی‌بَرَد

پرواز به رم

سلام به همه

دردسر های رسیدن تا اینجا رو در پست قبل بهتون گفتم، اما ارزششو داشت!

ده صبح سوار هواپیمای قطری شدم و 1ساعت و نیم بعد در دوهه پیاده شدم، پرواز بعدیم به رم حدود 1 ساعت بعد بود و خوشبختانه از گیت بسیار نزدیکی بود.

سیستم قطر ایرویز یک چیزهای خوبی داره، برای کسایی که زیاد با قطر پرواز میکنند، مثل من، به ما کد اف اف میده یعنی فرکوعنت فلایر یا مسافر همیشگی، بعد من یکبار فرم رو پر میکنم مثلا میگم دوست دارم تو هواپیما بهم چه غذایی بدن یا صندلیم دوست دارم همیشه کنار پنجره باشه و ازین جور چیزها، بعد من هر چند تا پروازی که میکنم یک مقدار امتیاز برام جمع میشه که میتونم با استفاده از اون تخفیفهای خیلی خوبی بگیرم یا از فری شاپ دوهه خرید کنم!

 


بر همین اساس همیشه سیستم بصورت دیفالت منو میندازه کنار پنجره، از تهران که سوار شدم رفتم جای خودم کنار پنجره نشستم، چند دقیقه بعد دیدم که پیرزن خوشگل با موهای سفید فرفری وایساده کنار ردیف من و با لحجه خیلی قشنگ رشتی گفت مادر جان میشه من بشینم اونجا، منم گفتم چرا که نه مادر بیا بشین رو این صندلی و خودم اومدم بیرون.

یک پیرزن و پیرمرد رشتی خیلی بامزه بودن، پیرزنه متاسفانه سکته کرده بود و یک پاش فلج شده بود و خیلی سخت راه میرفت، پیرمرده هم همچین سالم نبود اما میتونست راه بره. خلاصه اون دوتا سوار شدند و من نشستم کنار راهرو.

سواحل خلیج فارس

در طول مسیر بهم گفتند که دخترشون آمستردام زندگی میکنه و قبلا پرواز مستقیم ایرانی بوده و اونها راحت میرفتن اما الان پرواز قطع شده (بخاطر تحریم سوخت و...) و دخترشون این پروازو براشون گرفته، خیلی خیلی نگران بودن که تو فرودگاه دوهه که شنیده بودند خیلی بزرگه گم بشم. گفتم اصلا نگران نباشید من کمکتون میکنم.

وقتی تو دوهه پیاده شدیم به مهماندار گفتم بگه ویلچر بیارن دم در هواپیما تا حاج خانم سوار بشه، سوار ویلچر شد راننده ویلچر که یک پسر هندی بود به من گفت من میبرمشون و تو میتونی بری، منم ازشون خداحافظی کردم و رفتم،دم گیت های ورود به سالن ترانزیت دیدمشون که یک نفر داره ازشون مدارک میخواد و اون بندگان خدا هم که زبان نمیدونستند منو دیدند دارم میام مثکه فرشته نجاتشونو دیدن، اومدم ترجمه کردم و مدارکشونو به اون بابا دادم و از گیت ردشون کردیم و رفتیم تو سالن ترانزیت اونجا دیدم گیت پرواز بعدیشون کجاست. یک ماشینهای برقی هست داخل فرودگاه که کارشون همینه که مسافرهای پیر و اوناییکه دیرشون شده رو برسونند. سوار یکی از اون ماشینهاشون کردم و چون پرواز خودمم دیگه داشت دیر میشد به راننده گفتم اونهارو تا جلوی در گیت ببره و راهنماییشون کنه داخل، آخرش پیرزنه بامزه با اون موهای فرفری سفید و لهجه دوست داشتنی گیلانی، دست منو ول نمیکرد و میگفت مادر ایشالا هرچی از خدا میخوای بهت بده. :)

چند تا عکس از داخل فرودگاه دوهه مجددا :)

میدون خرسی، سالن وسط  ترانزیت،

مک لارن اف 1

آستن مارتین 007

رفتم سمت گیت خودم و جزو آخرین مسافرا داخل هواپیما شدم، خوشبختانه اینبار کنارم کسی نبود و سه تا صندلی مال خودم بود و گرفتم خابیدم تا مقصد.

نکته جالب این بود که مسیر رفتن از دوهه به روم از ایران رد میشد! فکر میکنم بخاطر سقوط هواپیمای روسی در مصر، دیگه هواپیماها اون مسیر رو انتخاب نمیکنند، عراق و سوریه هم که بدتر از اون پس مجبورند از ایران و سپس ترکیه وارد اروپا بشند!

در حال سوار شدن به پرواز رم

حقیقتش اینه که معمولا پروازهای اروپا اینجوری نیست، اما بخاطر اتفاقات پاریس مسافر به اروپا خیلی کم شده و هواپیما ها نیمه خالی میرند.

اسم فرودگاه رم هست لئوناردو داوینچی! اما بهش فیومیچینو هم میگن، از گیتی که پیاده شدم باید سوار یک مترو میشدیم تا برسیم به گمرک و درب های خروجی، مهر ورود به ایتالیا از راحت ترین ورودهایی بود که داشتم! مامور گمرک فقط ازم پرسید کی برمیگردی؟ گفتم 10 دسامبر، همین، حتی ازم نخواست بلیط برگشتمو نشون بدم! مهر رو زد و گفت خوش اومدی!

گوشه ای از رم از بالا

من خودمو آماده کرده بودم واسه نشون دادن رزرو هتل همه اقامتهام (که همه رو از قبل پرینت گرفته بودم) و بیمه سفر و ...

چون تیکه اول سفرم کاری بود پس طبق معمول یک هتل خوب برام گرفته بودند و تاکسی تو فرودگاه منتظرم بود.

آها راستی اینو بگم که اگه میخواید سیم کارت بخرید اصلا اصلا اصلا به هیچ وجو از فرودگاه نخرید که حداقل 5 برابر قیمت میکنند تو پاچتون!یک سیم کارت برای یک هفته 130 یورو! یعنی 500 هزار تومن! و من خیلی هارو دیدم که میخریدند چون اطلاعی از قیمتش نداشتند! داخل شهر سیم کارت در گرونترین حالت برای یک ماه 30 یورو میشه.

یک توصیه دیگه که متاسفانه روزهای بعد من هم دچارش شدم اما میگم که شما این فریب رو نخورید، ببینید کلا تو ایتالیا نسبت به بقیه اروپا دزد بیشتره! و متاسفانه مردمشون هم مثل بعضی ایرانیا استعداد خوبی برای یافتن راههای کلاهبرداری دارن که اگه اونهارو بدونید مثل من فریب نمیخورید.

فرض کنید سوار تاکسی میشی، تمام تاکسی ها اینجا تاکسی متر دارند، اولا که نرخ صفر تاکسی متر باید حدود 3 یورو باشه، یعنی موقعیکه سوار میشی 3 یورو نشون داده میشه که واسه 1 کیلومتر اوله و بعد اون اضافه میشه بهش، پس وقتی سوار شدید اونو چک کنید،در طی روز 3 یورو و گاهی صبح خیلی زود 4.5 یورو، اگه بعد از نیمه شب تا 6 صبح تاکسی بگیرید ممکنه تا 6 یورو هم باشه. اما حقه اصلی اینه؛ موقع پیاده شدن من دیدم هزینه تاکسیم شده 53 یورو، یک 50 یورویی به راننده تاکسی دادم و گفتم صبر کن 3 یورو خورد بهت بدم، وقتی 3 یورو رو دادم راننده با تعجب گفت این که شد 13 یورو! گفتم نه 53 یورو شد! یک اسکناس 10 یورویی بهم نشون داد و گفت این 10 یورو اول دادی و اینم 3 یورو میشه 13 یورو (به ایتالیایی نه انگلیسی) خلاصه منم شک میکنم نکنه واقعا من اشتباه کردم! با اینکه تقریبا مطمعن بودن که 50 یورو دادم اما چیکار میشه کرد؟ مجبورم 40 یورو دیگه بدم بهش! بعدا که اومدم هتل و پولهامو چک کردم مطمئن شدم که طرف سرم کلاه گذاشته و  دروغ گفته، و از هرکسی هم که پرسیدم جواب داد "ای بابا سر توام اومد؟" و فهمیدم این یک حقه ی قدیمیه و پر کاربرد راننده های تاکسی اینجاست و تقریبا سر همه تازه واردها میارن!

متاسفانه این اتفاق انقدر افتاده که توی سایت تریپ ادوایزر و سایت ویکی تراول هم در موردش نوشته!

ببینید:

Taxi drivers may try to trick customers by switching a €50 note for a €10 one during the payment, leading you to believe that you handed them only €10 when you have already given them €50.

این حقه بیشتر در مورد 50 و 10 یورویی استفاده میشه چون رنگشون مثل همه.

پس این ذهنیت که دارید میرید اروپا و همه چیز خوبه و همه راستگو و درستکار رو از سرتون بیرون کنید، اینجا هم دزد فراوون داره.

راه چاره اش اینه که هر اسکناسی که دارید به راننده میدید بهش نشون بدید و تاکید کنید، ببین این 50 یورو، اوکی؟ اینم 3 یورو!

میخوام یکم در مورد تاریخ رم هم بگم، اما این پست خیلی طولانی میشه، پس میگذارمش برای پست بعد.

 

فعلا برم بخوابم

شبخیر

   + مرتضی اردبیلی ; ٩:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٩/۳٠
comment نظرات ()