در سفر... مثل باد

سفر .... مرا از تو، به هیچ‌کجا نمی‌بَرَد

رم زیبا، رم تاریخی

سلام

تا رم رو نبینید باورتون نمیشه که امکان این هست که زندگی روزمره مردم در کنار بناهای 2 هزار ساله جریان داشته باشه، حتی بعضی جاها ساختمانهای هزار ساله ای وجود داره که همچنان مردم در اون زندگی میکنند!

اما طبق معمول اجازه بدین یکم در مورد تاریخچه این شهر بگم،


رم وسیع ترین و پر جمعیت ترین شهر ایتالیاست، همچنین اولین مقصد گردشگری در ایتالیا و سومین در اروپاست. جمعیت این شهر حدود 3 میلیون نفره.

اما رم از یک نظر در دنیا بی نظیره، در دل این شهر یک کشور وجود داره، "واتیکان"

واتیکان، کشوری مستقل با زبان و قوانین خودش، و نیروی نظامی مستقل، کوچکترین کشور دنیا، دارای حدود 800 نفر جمعیته که کم جمعیت ترین کشور دنیا هم محسوب میشه. دیوارهای بلندی دور تا دور این کشور، اون رو از شهر رم جدا میکنه. حاکم واتیکان هم همونجور که مشخصه کسی نیست جز شخص پاپ.

در مورد واتیکان بعدا مفصل تر صحبت میکنیم اما الان برگردیم به خود رم. 

کسی دقیق نمیدونه پیدایش رم کی بوده، اما تاریخ انتخاب اون به عنوان پایتخت امپراتوری رم برمیگرده به 800 سال قبل از میلاد

تاریخ رم با افسانه شروع می‌شود.

انیید، یکی از بازماندگان شهر تروا در آن جنگ افسانه‌ای، به سرزمین ایتالیای امروزی می‌آید.

نوادگانش رموس و رمولوس، بنا به دستور پادشاهی که پسران را می‌کشته، به آب افکنده می‌شوند و از قضا، توسط ماده‌گرگی پرستاری و بزرگ می‌شوند؛ و بعدها این دو تن، شهر رم را بر روی هفت تپه نزدیک به رود تیبر بنیان می‌گذارند. این افسانه، خالی از حقیقت هم نیست. بنیانگذاران شهر رم، مردمانی غیر از ساکنان بومی سرزمین ایتالیا بودند که امروزه قوم و تمدن شان به نام اتروسکانی شناخته می‌شود. آن طور که محققان حدس می‌زنند، کسانی از بابل یا الهام گرفته از تمدن بابل بودند که به رم آمدند و شهرنشینی را به آن سرزمین آوردند.

تاریخ رم، سه دوره آغازین و جمهوری، امپراتوری، و افول و سقوط امپراتوری را شامل می‌شود.

سنای رم، مجلسی که به تقلید از یونانی‌ها برپا شده بود، بازیگر ثابت هر سه دوره بود. در ابتدا، پس از منازعات فراوان، اختلاف طبقاتی بین اشراف و توده‌های زیردست برداشته شد و جمهوری شکل گرفت. نشان اصلی شناسایی قدرت سنای روم حروف اختصاری (اس. پی. کیو. آر) بوده است که به معنای سنا و مردم رم است

رمی‌ها به خاطر ارتش منظم شان توانستند قلمرو خود را از دشت‌های پیرامون رم (موسوم به لاتیوم، یعنی سرزمین مردم لاتین) به کل ایتالیا گسترش بدهند (۲۳۸ ق‌م). بعد نوبت تسلط بر دریای مدیترانه بود.

رمی‌ها بر سر تصرف جزیره سیسیل با دولت کارتاژ درگیر شدند و بعد از سه جنگ بزرگ، عاقبت در (۱۴۹ ق‌م) دولت کارتاژ که روزی بر تمامی ساحل دریای مدیترانه، از سیسیل تا اسپانیا تا آفریقا حکومت می‌کرد، به کلی نابود شد.

یونان هم در (۱۲۹ ق‌م) به دست رمی‌ها افتاد.

 

امپراتوری شکل گرفته بود. با ظهور چهره قدرتمندی به نام ژولیوس سزار، اختلافات داخلی تمام شد و جایگاه امپراتور به عنوان بالاترین قدرت و مظهر اراده رم شکل گرفت.

در دوره طلایی (۲۷ ق‌م تا ۱۹۲ م) آن‌ها به همسایگی امپراتوری ایران رسیدند و رم از شهری آجری به شهری از مرمر تبدیل شد.

تمام ادیبان و فیلسوفان مهم رم در این دوره زندگی می‌کردند و اکثر داستان‌های رم باستان، مربوط به این دوران است.

پادشاهی کومودوس پایان عصر طلایی بود. بعد از او، دیگر هیچ چیز مثل قبل نبود. سرداران کشور را چند پاره کردند و اختلافات بین هواداران مسیح و کافران به کیش جدید هم به این چندپارگی افزود.

کنستانتین، تنها امپراتور بزرگ پس از عصر طلایی، کشور را متحد کرد، مسیحیت را آئین رسمی اعلام کرد و شهر کنستانتینوپل (استانبول) را به عنوان پایتخت جدید ساخت (۳۳۶ م). با این کار البته میراث رم تا قرن‌ها بعد در امپراتوری بیزانس حفظ شد، اما در واقع کنستانتین به شهر رمولوس خیانت کرد.

با مرگ او، امپراتوری به دو بخش غربی و شرقی تقسیم شد (۳۹۵م). فاصله این دو پاره امپراتوری، مدام با هم بیشتر می‌شد. دیگر نه رم شرقی تاب مقابله با امپراتوری ایران را داشت و نه رم غربی می‌توانست مانع از هجوم هون‌ها و وندال‌ها و گوت‌ها و سایر اقوام بیابان‌گرد بشود. آتیلا در(۴۴۴ م) رسماً برای حمله نکردن به رم از امپراتوران غرامت می‌گرفت. اوضاع در داخل امپراتوری از این هم عجیب‌تر بود. یکی از آخرین امپراتورها، خودش هم از این که به مرگ طبیعی می‌میرد و هیچ‌کس علیه‌اش توطئه نکرده در تعجب بود.

آخرین امپراتور رم، پسربچه‌ای به نام رمولوس اگوستوس بود.ادووآکر، پسر ادکون، وزیر ایتالیا با تهاجم به رم، به سادگی او را از پادشاهی خلع کرد (۴۷۶ م) و پایان امپراتوری رم را اعلام کرد. او دستور داد از آن به بعد، آن سرزمین را ایتالیا بخوانند.

این بود خلاصه ای کل تاریخچه امپراتوری بزرگ روم. اینارو از ویکی پدیا کپی کردم.

یک ایتالیایی که توی رم راهنمای تور بود و علاقه عجیبی به تاریخ شهرش داشت تعبیر جالبی از شهرش داشت، میگفت رم مثل یک لازانیای تاریخی میمونه. انقدر تاریخ و تمدن روی هم توی این شهر انباشته شده که نمیشه تصور کرد.

واسه همین هم توی رم شبکه مترو خیلی خیلی کند ساخته میشه، چون با هر متری که جلو میرند به یک بنای تاریخی میرسند که نیاز داره روش کار باستانشناسی و اکتشافی انجام بشه.

البته تو این مدتی که تو ایتالیام فهمیدم کلا ایتالیایی ها یکم مثل ایرانی هان، کارهای بی برنامه و چند باره و پر هزینه زیاد انجام میدن. خیابونها خیلی جاها وضعیت خوبی نداره وساختمانها گاهی مدت خیلی زیادی طول میکشه که ترمیم بشه.

یک نکته مهم، بیشتر بناها و محوطه های باستانی کشور ایتالیا دست چند تا خانواده است! در دوره رونسانس که کلیسا حاکم بوده، پاپ این محوطه ها رو به این خانواده ها بخشیده یا فروخته و تا امروز هم اونها مالک خصوصی این مناطق هستند. این خانواده ها هم امروز ثروتمندترین خانواده های ایتالیا هستند.

یکی از اونها که مالک ساختمان قدیمی هست، ترجیه داده خودش اونجا زندگی کنه! بله ایشون بالای ساختمان 2000 ساله ر,م برای خودش و خانوادش آپارتمان ساخته و داره توش زندگی میکنه! خوب ملک خودشه دلش خواسته! خانه ای با پایه های سنگی 2000 ساله و ساختمان مدرن بر بالا.

 

روم روی 7 تپه بنا شده، هفت تپه مشرف به روی تیبر، من احتمال میدم برای این خانه ها روی تپه بنا شده که رود تیبر در مواقعی ای از سال طغیان میکرده و مردم برای در امان موندن از اون طغیان خانه های خودشونو بالای تپه ها ساختند. البته این تپه ها اونقدر بزرگ نبودند که تمام سکنه رو روی خودشون جا بدند و معمولا ثروتمندان و افراد با نفوذ بالای تپه ها ساکن بودند. از باغهای فراوان و ویلاها میتوان به این نکته پی برد، اما بقیه مردم چی؟ اونها در پایین تپه ها چاره ای برای سیلابهای فصلی تیبر پیدا کردند، خانه های خودشون رو بر روی ستونهای بلندی بنا میکردند. حتی امروزه هم خانه های زیادی هستند که بر پایه خانه های قدیمی قدیم ساخته شدند و میشه دید که خانه بر روی ستونهای بلند گاهی تا 10 متر ارتقاع ساخته شده، البته اینها برداشت خود منه و ممکنه کاملا درست نباشه، اما وقتی از دوست راهنمام سوال کردم گفت ممکنه اینی که من فکر میکنم درست باشه و تاحالا در موردش تحقیق نکرده.

اسم هفت تپه رم هست:

تپه اونتین، تپه کائلین ،تپه کاپیتول،تپه اسکوئیلین،پالاسیوم،تپه کوئیرینال،تپه ویمینال

خوشبختانه روز اول سفر به رم دوستانم هنوز نرسیده بودند و من برای خودم یک برنامه چیدم،طبق معمول همه دنیا، رسپشن هتل نقشه توریستی شهر رو حتما داره و در اخیارتون قرار میده، من هم گشت و گذارم رو از یکی از پر طرفدارترین مناطق شهر شروع کردم، ویلا بورقس.

ویلا بورقس در اصل یک پارک خیلی بزرگه (بزرگترین پارک رم) که از بالای اون میشه منظره خیلی زیبایی از کل روم رو دید، همچنین در میون پارک هم چند بنا و ساختمان قدیمی قرار داره.

عبور اتوبان از میان دیوارهای ویلا بورقس

 

در انتهای پارک یک سکو هست مشرف به میدانی به نام میدان پوپولو، اگه از بالای سکو ادامه امتداد خیابان منتهی به میدان پوپولو رو نگاه کنید دیوارهای وایتکان رو در دوردست خواهید دید.

در گوشه ای از میدان پوپولو یک موزه کوچک زیر زمینی هست به اسم موزه داوینچی، در این موزه تعدادی از اختراعات داوینچی ساخته شده و به نمایش در اومده که دیدن اونها رو بهتون توصیه میکنم.

از کوچه پس کوچه های ضلع جنوبی میدان پوپولو میرسید به یکی از معروفترین جاذبه های رم، پله های اسپانیایی، این پله ها که حدود 300 سال عمر داره میدان اسپاگنا رو به میدان ترینتا دی مونتی در بالای پله ها ارتباط میده، برای این بهش میگن اسپانیایی چون در کنار سفارت اسپانیا ساخته شده. در پایین پله ها حوض زیبایی به شکل قایق هست به نام فونتانا دلا بارکاسیا، و در انتهای بالایی اون هم کلیسایی به نام ترینیتا.

ظاهرا در سال 2005 این حوض توسط تماشاگرای آلمانی خشمگین فوتبال  تخریب شد! ولی آلمانیها خرج بازسازیشو دادند، الانم که من اینجام پله ها در حال ترمیمه و گفته میشه واسه سال نو میلادی قراره افتتاح بشه. اما شهرت این پله های فقط به خاطر قدمتش نیست، بلکه علت اصلی اینه که این پلکان به محلی برای تجمعات اعتراضی مردم روم تبدیل شده، همچنین هنرمندان زیادی روی این بنا آثار هنری رو خلق کردندو انسانهای مشهور زیادی از روی اون عبور کردند. اطراف میدان اسپاگنا پر از گرونترین فروشگاههای برندهای فشن ایتالیاییه.

پله هل قبل و در حین ترمیم و حوض قبل و بعد از ترمیم

کمی که بیشتر به سمت جنوب برید به بدون شک زیباترین آبشارهای ساخته شده در این شهر میرسید. آبشار تروی.

از کوچه پس کوچه های تنگ منتهی به تروی که به سمت این میدون میری صدای آب از صدها متر دورتر همرو به سمت اون میکشونه. این آبشار دست ساز با عظمت در پشت یک ساختمان ساخته شده و حدود 280 سال قدمت داره.

اسم تروی تشکیل شده از تری و وی، تری که یعنی 3 و وی هم یعنی خیابان؛ پس میشه همون سه راهی خودمون، چون این آبشار در تقاطع سه خیابان در قلب بازار روم بنا شده.

من خیلی خوش شانس بودم که تونستم این آبشار رو ببینم، چون بیش از یک سال بود که اون رو برای بازسازی پوشونده بودند و درست یک هفته قبل از رسیدن من آبشار با مراسم باشکوهی بازگشایی شده بود.

مردم داخل حوض سکه می اندازند که این رفتار در ایران هم گاهی انجام میشه، اما در مورد این حوض، روزانه حدود 3 هزار یورو داخل حوض انداخته میشه! یعنی روزی بیش از 10 میلیون تومن!

این آبشار معروفترین آبشار دست ساز دنیاست و جزو شلوغترین مکانهای توریستی رم هم محسوب میشه.

اگه از سمت راست آبشار کوچه باریک رو ادامه بدین و از خیابان دل کورسو رد بشید و همینطور راهتون رو مستقیم ادامه بدین، به نظر من به زیباترین و باشکوهترین بنای رم میرسید "پانتئون"

جقدر این بنا رو دوست دارم، در طول اقامتم در رم 4 بار به این بنا رفتم، این بنا که حدود 2000 سال قدمت داره، چنان سالم باقی مونده که غیرقابل باوره، پانتئون در ابتدا معبد بوده که در گوشه گوشه اون مجسمه خدایان رومی قرار داشته، بعدها تبدیل به کلیسا شد و همچنان هم کلیسا باقی مونده.

گنبد عظیم 43 متری پانتئون، در بالاترین نقطه هم 43 متر از زمین ارتفاع دارد.طرح پانتئون بر تقاطع دو دایره یکی عمودی، دیگری افقی – قابل تصور به صورت مقاطعی از یک کره «فضا» که در درون بنا محاط شده‌اند استوار گشته‌است .

گنبد پانتئون، پوسته‌ای بتونی دارد که تدریجاً در سمت قاعده بر ضخامتش افزوده می‌شود تا در جای لازم بر قدرت آن بیفزاید. در مرکز گنبد، سوراخی گرد به نام «چشمه نور» یا «نورگیر» به قطر ۹ متر تعبیه شده که شیشه‌ای ندارد، رو به آسمان باز شده و تنها منبع نور برای تأمین روشنایی اندرون بنا است.

دیوارهای نگه دارنده گنبد بسیار ضخیمند و در سطحشان فرونشستگیهای مستطیل و نیمدایره یک در میان ایجاد شده‌است، که بر بالای هر کدام طاقی هلالی زده شده تا فشار حاصل از گنبد را به جرزهای عظیم سنگی منتقل کنند. گنبد پانتئون از درون قاب بندی شده تا آنکه هم جلوه هندسی زیبایی از مربعهای کوچک در درون دایره‌ای عظیم را پیدا کند هم از فشار و سنگینی کل گنبد بکاهد بی آنکه صدمه‌ای به قدرتش زده باشد.

کف پانتئون، مختصر تحدبی دارد و زهکشهایش به صورت خطوطی کم عمق در مرکز (مستقیماً در زیر نورگیر) ایجاد شده‌اند تا هر آبی را که از آن بالا می‌ریزد به سوی خود سرازیر کند.

این مکان یکی از اون جاهاییکه حتما باید با چشم خودتون ببینید، چطور 2000 سال پیش همچین گنبدی ساخته شده؟ با این اندازه!!

اما در مورد این بنا هم من بعد از چهار بار رفتن و بررسی و تفکر یک تئوری از خودم در کردم، درست در پایین سوراخ گنبد،و در مرکز اون، دو تا سوراخ هست که راهنمای داخل بنا میگفت برای خروج آب بارونیه که از سقف به داخل میریزه، شاید یکی از دلایلش این باشه، اما بنظر من وظیفه اصلی این دو تا سوراخ به فاصله 10 سانت از هم مهمتر از این بوده. با توجه به نکته ای که بهتون در مورد دایره های عمودی و افقی پانتئون گفتم، این سوراخها درست در مرکز دایره ای قرار داره که عمود به دایره افقی گنبد و عمود به دایره 9 متری سوراخ سقف قرار گرفته، این شمارو یاد چیزی نمیاندازه؟ دو تا دایره هم مرکز و عمود به هم؟؟ 

اسطرلاب، وسیله ای برای یافتن موقعیت اجرام آسمانی، پانتئون به نظر من یک اسطرلاب بزرگه، البته این رو واقعا هیجا نخوندم و تز خودمه و امیدوارم درست باشه، فکر میکنم همون اطراف باید دری میبوده که رصد گر بتونه بره زیر اون دوتا سوراخ دراز بکشه و چشمانش رو درست روبروی سوراخها قرار بده و بگه که چه اجرامی رو میبینه، با توجه به این میشد ایام سال رو شناخت،انقلاب تابستانه و زمستانه رو شناسایی کرد، تقویم درست کرد و البته طالع بینی انجام داد.

همچنین حدس دیگه ای که میزنم اینه که طاقچه های مربعی تعبیه شده روی پوسته داخلی گنبد بی دلیل نیست و میتونه نقش یک ساعت آفتابی دقیق رو ایفا کنه.

جلوی ورودی پانتئون یک محوطه هست با ستونها سنگی 14 متری یکپارچه که منو یاد کلیسای سنت ایزاک در سنت پترزبورگ انداخت.

 

تا اینجای کار رو داشته باشید تا براتون از بقیه روز اول در رم در پست بعدی بگم

ایام به کام

همیشه در سفر

مرتضی

 

   + مرتضی اردبیلی ; ٢:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۱٠/۱
comment نظرات ()