در سفر... مثل باد

سفر .... مرا از تو، به هیچ‌کجا نمی‌بَرَد

ونیز، رجینا دل ادریاتیکو

سلام

قبل از اینکه برم ونیز، پسر داییم چند ماه قبل رفته بود، در برگشت بهم گفت ونیز اصلا اونطوری نیست که فکر میکنی و اصلا خوشش نیومده بود، ولی من باید با چشم خودم میدیدم تا بفهمم پسر داییم چقدر اشتباه میکنه، البته اون به دید خودش و من به دید خودم

ونیز زیباتر از اونیه که من انتظارشو داشتم، هیجان انگیزه، بی نظیره!


از قطار که پیاده شدم، کوله ام رو برداشتم و به سمت خروجی ایستگاه قطار حرکت کردم، اولین منظره ای که در خروجی ایستگاه جلوی چشمتونه خیلی زیباست، کانالی آبی، پر از قایق  و ساختمانهای قدییمی در اونطرف کانال.

یادم اومد که بهتره بلیط برگشتم رو هم امروز بگیرم، برای همین برگشتم داخل ایستگاه و سراغ یکی از این دستگاههای فروش بلیط اتوماتیک رفتم، پس از سر و کله زدن های فراوان و حدود نیم ساعت موفق شدم یک بلیط بگیرم به مقصد پاریس با قطار خواب، به قیمت 52 یورو.

ونیز چند تا اسم داره، ملکه دریای ادریتیک، شهر شناور، شهر پل ها، شهر کانال ها، و شهر ماسک‌ ها.  رجینا دل ادریاتیکو اسمیه که ایتالیایها بیشتر دوستش دارند، یعنی ملکه دریای آدریاتیک.

تاریخچه زندگی انسان در جزایر ونیز خیلی طولانیه  و گفته میشه تا هزار سال قبل میلاد هم وجود داشته. ماهیگیری اولین شغل مردم این جزیره بوده، اما به مرور زمان بخاطر موفعیت استراتژیک این منطقه، تجارت و کشتی رانی جای خودشو بیشتر باز کرد.

تا اونجا که حدود 700 سال پیش، ونیز اولین مرکز تجارت اروپا و ثروتمند ترین شهر اروپا بود. تاجران ثروتمند در شهر برای خود قصرهایی ساختند و شهر هر روز زیباتر و زیباتر شد.

ونیز از 118 جزیره تشکیل شده، که تنها راه جایجایی بین اونها استفاده از قایقه. همچنین ونیز بزرگترین شهر دنیاست که ورود وسایل نقلیه موتوری به اون ممنوعه، فقط پیاده و قایق!

اقامت در ونیز خیلی گرونه، مخصوصا تو جزایر اصلی، من از رم یک هاستل رزرو کردم در یکی از جزایر فرعی که ارزونتره، ولی هربار باید سوار اتوبوس دریایی بشم تا برسم به مقصدم. اتوبوس دریایی انواع و اقسام بلیط داره، عین مترو خودمون، یک سفره، یک روزه، یک ماهه، سه روزه و ...

اما بیشتر ایستگاهها بلیط رو چک نمیکنند (برای من که هیچ جا) منم یک بلیط تک سفره گرفتم به مقصد جزیره محل اقامتم به قیمت 3 یورو، و کل این رو روز با همین بلیط چرخیدم! البته اگه مامور کنترل بلیط بیاد و چک بکنه ببینه بلیط نداری میتونه تا 200 یورو جریمه کنه! من ریسک کردم و کسی هم چک نکرد (ایرانی بازی دیگه :)) )

بهترین راه اینه که به تعداد روزهای سفرتون بلیط روزانه بگیرید، مثلا اگه دو روز هستید بلیط دو روزه بگیرید با خیال راحت.

کشتی اتوبوس دریایی حرکت کرد و بعد از عبور از یک پل شیشه ای، وارد دریا شد و بعد داخل یک کانال خیلی عریض، که سمت چپ اون جزیره اصلی و مراکز توریستی و سمت راست اون جزیره محل اقامت من قرار داشت. هاستل رو خیلی راحت پیدا کردم و وسایلمو گذاشتم و ذوق زده سریع خودمو به استگاه اتوبوس دریایی رسوندم تا هرچه سریعتر به جزیره اصلی برم. حدود یک ربع طول کشید تا کشتی بیاد، هوا خنک و عالی بود، به قولی هوا واقعا دو نفره بود :)

ایستگاه سنت مارکو جایی که باید پیاده بشید، از روی یک پل مرمری سفید رد میشید، در سمت راست قایق های ونیزی و سمت چپ ساختمانهای قدیمی و زیبا.

مسیر روکه ادامه بدین به ورودی میدان سنت مارکو و کلیسای جامع سنت مارکو میرسید. این میدان معروفترین و بزرگترین میدان ونیز، مرکز تجمعات و یجورایی مرکز توریستی شهره و از هرجا به هرجا یخوای بری باید از این میدون رد بشی!

بعضی به اشتباه این میدان رو در ارتباط با مارکوپلو میدونند؛ و نوشتن که قبر مارکو پلو اینجاست، اما اینطور نیست، سنت مارکو یک قدیس و یکی از حواریون حضرت مسیح بوده. متاسفانه در خیلی از سایت های فارسی زبان این اشتباه تکرار شده بود، احتمالا یک نفر اینو از خودش در آورده و بعد اون هیچکس زحمت اینو به خودش نداده که در موردش تحقیق کنه. حتی سایت همشهری هم این اشتباه رو تکرار کرده.

مطمعنا مهم ترین بنای میدان کلیسای معروف سنت مارکو هست که زیباترین بازمانده بیزانس در ونیزه. کلیسا با نقاشی های طلا کوب و فضای تاریک داخلی، متاسفانه اجازه عکاسی نداشتم.

اعتقاد بر اینه که زمانی که سنت مارکو داشته از ونیز عبور میکرده وقتی به اینجا رسیده فرشته ای بر او نازل شده و گفته "ای مارکو، اینجا محلیه که بدن تو آرام خواهد گرفت"، اما سنت مارکو اونجا نمرد! رفت در اسکندریه وفات کرد ولی ونیزی ها میگن جنازه اش رو از طریق دریا آوردند در ونیز و در محل همین کلیسا دفن کردند!

اسم اصلی این قدیس مرقس بوده که ایتالیایی ها به او سنت مارکو میگن، بعضی نوشتند که مردم اسکندریه مرقس رو کشتند و جنازه اش رو سوزاندند ولی ونیزی ها میگن جنازه اش اینجاست! حالا زیاد هم مهم نیست! (مثل حضرت علی خودمون که افغانی ها میگن قبرش تو مزارشریفه!)

 اما سر در ورودی کلیسا با تمثال قدیس ها و فرشتگان با بالهای طلایی و صد البته شیر که نماد ونیز هست تزیین شده. صف ورود به کلیسا زیاد طولانی نبود، اما یادتون باشه که ورود کوله و کیف ممنوعه. روبروی کلیسا میدان چهارضلعی بزرگی هست، یچیزی تو مایه های نقش جهان اما خیلی کوچکتر، دور تادورش هم مغازه است، بیشترشون هم جواهرات و صنایع دستی رو با بالاترین قیمت ممکن میفروشند.

یک برج بلند در گوشه میدان هست که بلند ترین بنای ونیزه و اگه بخواید میتونید بلیط بخرید و از اون بالا ونیز رو ببینید (من که نرفتم!) ارتفاع این برج 99 متره! البته قبلا یک برج دیگه اینجا بوده که 1000 سال قدمت داشته و در اصل فانوس دریایی بوده که اویل قرن 20 ام فروریخت و این برج جای اون ساخته شد اما این بار به جای فانوس دریایی تبدیل به برج ناقوس کلیسا شد!

اما وسط میدون محل کبوتر بازیه! یعالمه کبوتر که اصلا ترس از آدم حالیشون نمیشه از سر و کله توریستها بالا میرند! بعضی ها بهشون غذا میدند و بعضی هم فقط باهاشون عکس میگیرند.

دیگه بعد دیدن سن مارکو، تنها کاری که باید انجام بدین گم شدن تو ونیزه!

کوچه پس کوجه های باریک شهر هر کدوم شمارو به یک گوشه جزیره میبره، کانال اصلی مرکز جزیره که بزرگتر از بقیه است مرکز تعداد زیادی رستورانه که میز و صندلی هاشون تا کنار کانال چیده شده و اصلی ترین غذاهاشونم همونطور که میشه حدس زد غذای دریاییه ( که من زیاد طرفدارش نیستم).

گذشته از غذای دریایی پیتزا و پاستا هم که کلا تو ایتالیا پر طرفداره همه جا پیدا میشه، یک جایی وسطهای جزیره یک خیابون هست پر از پیتزایی های ارزون قیمت که پیتزا ها رو اسلایسی میفروشند. اما اگه میخواید غذاهای با کیفیت و با قیمت مناسب بخورید باید از مراکز توریستی فاصله بگیرید.

یک جایی که من پیدا کردم و دوست داشتم یک بازار محلی بود در جنوب جزیره، جایی که کمتر توریست دیده میشد و برعکس مرکز جزیره مغازه دارها انگلیسی بلد نبودند. مغازه ها بیشتر مایحتاج مردم بومی رو میفروختند، تنها جایی تو جزیره که سبزی و میوه فروشی دیدم، اونجا یک پیتزا فروشی کوچک بود که قیمتهاش از بقیه مناسب تر بود و پیتزا هاش هم خوشمزه بودند!

اما باید در مورد محل اقامتم هم توضیحی بدم، یک زنجیره هاستل ها هستند در اروپا به اسم ژنراتور! (کار منم مرتبط با ژنراتوره! ) این هاسل ها با قیمت مناسب، فضای حرفه ای یک هاستل تمام عیار رو داره، اما خوب بالاخره هاستله دیگه، شما هستید و یک عده دیگه داخل یک اتاق، از شانس من هم 3 تا آمریکایی با من هم اتاق بودند و چند نفر دیگه که 2 تاشون ژاپنی بودند، قبلا هم صابون آمریکایی ها به تنم خورده بود که آدمهای بی شعوری هستند، البته همه جا خوب و بد داره و من هم چند نفر آمریکایی خیلی باحال میشناسم، اما معمولا این تیپ جوونهای آمریکایی که باهم سفر میکنند معمولا همشون احمق و بی شعورند! تصورشو بکنید ساعت 2 شب خوابیدید و با صدای خنده و حرف زدن یک نفر بیدار میشید، حالا جریان چیه؟ هیچی یکی از خانمهای آمریکایی داشت با یک نفر (احتمالا دوست پسرش) تو آمریکا تلفنی صحبت میکرد و بلند بلند میخندید و حرف میزد اون توی یک اتاق که 7 نفر دیگه خوابیدند، منم حسابی کفری شدم و باهاش دعوا کردم انداختمش از اتاق بیرون!  اونم رفت مسعول هاستل رو آورد که من اینو بیرون کرده، منم ماجرا رو براش گفتم و صاحب اونجا حقو به من داد و بهش هشدار داد اگه تکرار کنه از هاستل بیرونش میکنه!

خلاصه هاستل هم مشکلات خودشو داره و هیچوقت مثل هتل نمیشه، اما خوب با بودجه سفر من بیشتر جور در میاد و گاهی هم اتفاق می افته که هم اتاقی های خوبی دارید و باهم همسفر و همراه میشید.

اتاق ما پنجره اش رو به دریا باز میشه و منظره زیبایی داره،

فعلا شب بخیر

اولین و تنها شب من در ونیز، فردا شب در قطار به سمت پاریس خواهم بود.

یک سری عکس دیگه از ونیز

اینو داخل یک محله غیر توریستی گرفتم، یکجور یادمان کوچیک از رفتگان، منو یاد معابد کوچیک هندی ها میندازه تو کوچه پس کوچه های دهلی، این نشون میده ایتالیایی ها چقدر مذهبی هستند. در بالای اون عکس و مجسمه مسیح و صلیب قرار داشت.

پل مرمری، انگار چیز معروفیه! من که نفهمیدم چرا

میدون مارکو پلو!

کانال اصلی

داخل یک کلیسای محلی

کارگاه قایق سازی

از اینجا یک کیف چرمی خریدم 5 یورو! یک پیرزن بامزه بود که اصلا انگلیسی نمیدونست کیفه قدیمیه، اما قشنگه،

دم غروب

ونیز باید 2 نفره اومد!!

این اون خیابون بازار محلیه که گفتم

درخت کریسمس

پیتزا نون پنیر سبزی گوجه!!

   + مرتضی اردبیلی ; ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٢/۱٠
comment نظرات ()