در سفر... مثل باد

سفر .... مرا از تو، به هیچ‌کجا نمی‌بَرَد

لووور

سلام به دوستان همسفر

امروز میخوام برم موزه لوور،

موزه لوور پر بازدید ترین موزه دنیاست، اما بزرگترین نیست، حتی نزدیک بزرگترین موزه دنیا هم نیست، من قبلا بزرگترین موزه دنیارو دیدم، موزه هرمیتاژ سنت پترزبورگ، که واقعا اعجاب انگیز بود، اما لوور معروفترین موزه دنیاست.

برای مقایسه این دوتا موزه باهم، یک عدد کفایت میکنه، تعداد آثار هنری و تاریخی به نمایش در اومده در موزه لوور 350 هزار اثر هست.

حالا حدس بزنید این عدد در موزه هرمیتاژ چنده؟ حتی فکرشم نمیتونید بکنید!

3 میلیون!!

یعنی هرمیتاژ 8.5 برابر لوور اثر هنری توش هست!


اما همین 350 هزار اثر هم ماهها زمان لازم داره که دیده بشه و اگه شما بخواید هر اثر رو فقط 10 ثانیه نگاه کنید 40  شبانه روز زمان لازم دارد تا همه آثار این موزه رو ببینید! (برای موزه هرمیتاژ یک سال زمان لازم خواهید داشت بدون اینکه بخوابید و یک ثانیه استراحت کنید!)

ساختمان موزه لوور قبل از انقلاب کبیر فرانسه یکی از کاخهای سلطنتی بوده، و بعد از اون تبدیل به موزه شده. اتاقهای بیشمار این موزه از آثار هنری لبریز هستند و واقعا با یک گشت چند ساعته و حتی یک روزه فقط میشه هایلایت های این موزه رو دید.

اما قبل از ورود به موزه، اولین چیزی که توجه رو جلب میکنه هرم شیشه ای هست که درست وسط محوطه حیاط موزه ساخته شده و به عنوان ورودی استفاده میشه.

داستان این هرم اینه که حدود 40 سال پیش فرانسوی ها تصمیم گرفتند ورودی مدرنی رو برای لوور بسازند و کلا موزه رو متحول کنند، مسابقه معماری با دعوت از همه معمارها دنیا برگذار شد، اما ناگهان طبق یک حکم حکومتی یک معمار چینی-آمریکایی به اسم آی.ام.پی، به عنوان معمار انتخاب شد!

این سازه شیشه ای پر حاشیه اثر این هنرمند است. راهنمای تور پیاده روی دیروز ما چیزی رو گفت که من توی اینترنت پیدا نکردم، نمیدونم صد درصد درسته یا نه اما همونو اینجا نقل میکنم.

راهنما گفت وقتی این طراح انتخاب شد، قرار نبود هرم این شکلی باشه، الان هر پنجره هرم شیشه ای یک قاب فولادی داره و با استفاده از اتصالات و کابل های فولادی خرپا مانندی نگه داشته شده، اما ظاهرا طرح اولیه هیچکدوم اینها توش نبوده و قرار بوده یک هرم کاملا شیشه ای ساخته شده که ساختمانهای پشت اون کاملا از طرف دیگه معلوم باشه و مزاحمتی برای دیده شدن نمای ساختمان ایجاد نکنه، اما در حین ساخت پروژه اولیه نمیتونه وزن خودش رو تحمل کنه و فرومیریزه و طراحان مجبور میشند سازه رو به این شکل تقویت کنند. با طراحی جدید، انقدر لوله و فریم داخل هرم هست که عملا نمای ساختمان موزه رو از روبرو کور کرده.

اما این تنها علت تنفر خیلی از مرذم پاریس از این بنا نیست، علت دیگه این تنفر بعدا مطرح شد، چند سال بعد از ساخته شدن هرم، یک روزنامه نگار از مدارک طراحی هرم تعداد شیشه های استفاده شده در این بنا رو 666 تا ذکر کرد، این عدد 666 به عنوان عدد شیطان پرستی و همچنین یکی از نمادهای فراماسونری مطرح میشه.

اینجا بود که داستانها شروع شد و خیلی روایتها منتشر شد که اصل ساخت هرم اینجا یک طرح فراماسونری بوده، مانند هرم های دیگه ای که در لاس وگاس آمریکا،ودر واشینگتن، در دبی، در لندن، تایلند و خیلی جاهای دیگه دنیا ساخته شده و همه جا داره نماد فراماسونری رو تبلیغ میکنه

خلاصه اینکه مردم پاریس دل خوشی از این بنا ندارند؛ هرچند خیلی جاها هم این بنا رو شاهکار معماری خواندند.

برای ورود به لوور، اگه مثل من بلیط پاریس پس رو داشته باشید بدون نیاز به خرید بلیط جداگانه از طریق پلکان هرم، وارد محوطه پایین موزه لوور میشید، اون زیر هم بلیط فروشی هست، هم 3 ورودی جداگانه به سمت بخشهای مختلف موزه و یک خروجی هم به سمت مرکز خرید  و ایستگاه مترو.

نمیخوام در مورد آثار داخل لوور توضیح بدم، چون هزاران صفحه توضیح تو صفحه های مختلف نوشته شده و اصولا در مورد آثار هنری هم نمیشه توضیحی داد و یکم علاقه و تمایلات شخصی دخیله.

تنها نکته ای که میخوام بهش اشاره کنم اینه که برای بازدید موزه های بزرگ، چه لوور، چه هرمیتاژ و چه هر موزه بزرگ دیگه ای، فکر اینکه داخل موزه بشید و قدم زنان همه چیزو ببینید از سرتون بیرون کنید، حاصل این کار جز تاول پا و خستگی چیز دیگه ای نیست، پس 3 تا کار میتونید بکنید

1- تعدادی کتاب در کتابفروشی های ورودی موزه ها و همچنین داخل اینترنت هست به نام راهنمای بازدید از موزه، مثلا من برای لوور نصف روز وقت داشتم، پس تو اینترنت بهترین مسیر برای دیدن لوور در نصف روز رو سرچ کردم.

توی همچین راهنما هایی، بهترین مسیر برای دیدن مهمترین و شاخص ترین آثار مطابق با زمان شما آورده میشه

2- به یک تور ملحق بشید، البته هزینه تورها کم نیست، اما ارزششو داره که از اطلاعات تور گایدها استفاده کنید (چون گرونه من این راهو نمیرم)

3- به روش من برید جلو!!

روش من یک راه تکمیل شده روش 1 هست! اینجوری که علاوه بر مسیر پیشنهادی کتابهای راهنما (مثل لونلی پلنت) آثار مورد علاقه خودم رو هم بهش اضافه میکنم، مثلا فقط بخشی از آثار ایران باستان توی اون راهنما بود و من کاملش کردم، یا مثلا یک تالار بود که تو اینرنت عکسشو دیدم و خوشم اومد اما توی راهنما نبود و من بهش اضافه کردم.

پس باید با استراتژی و برنامه وارد این موزه ها بشید. متاسفانه در موزه هرمیتاژ من این تجربه رو نداشتم و هم خودم هم همراهانم خیلی خسته شدیم اما این بار تونستم تو نصف روز هر آنچه میخواستم ببینم رو دیدم!

بهترین قسمت های موزه از نظر من بخش مصر باستان، با مومیایی ها و تابوت های فراعنه و مجسمه های طلایی داخل مقبره ها، بخش ایران با سالم ترین سر ستون ها و مجسمه های تخت جمشید، بخش یونان با مجسمه های بسیار زیبای چند هزار ساله و بخش تمدین بین النحرین بود که لوح همورابی در اون نگهداری میشد.

تالارهای این بخش ها معمولا تزیینات ساده ای داشتند، برعکس بخش هایی که هنر اروپا، رنسانس، و آثار جدید تر رو در خود جا داده بودند درتالارهای پر نقش و نگار با سقف های نقاشی شده  و بر زرق و برق بودند.

دیگه بیشتر از این توضبح نمیدم و فقط تعدادی عکس قرار میدم

 

این زیر یکی از هرم ها هست.

سنگ تراشه های تخت جمشید

این لوح همورابی هست، اولین مجموعه قوانین نوشته شده بشر

این لوح حدود 100 سال پیش در شوش خوزستان کشف شد

نمای نزدیک لوح و نوشته های میخی

یکی از لوحهای خزانه تخت جمشید که روی اون حقوق پرداختی کارگران نوشته شده

اینها تزیینات کاخ تچر هست،

الان اونجا هیچ تزببینی نداره و همه اش اینجا تو موزه لوور هستند

کله قوچ

بخش مصر باستان

تابوت یکی از فراعنه

مومیایی کامل یکی از فراعنه

اون بطری حای جلویی حاوی اعضای اصلی بدن مثل قلب و کلیه و کبد هست

خدایان داخل تابوت

یکی از خدایان

مجسمه های طلایی داخل مقبره

 

همه جا تابلوهایی بود برای هدایت مردم به سمت تابلو مونالیزا، چون طبق آمار درصد زیادی از مردمی که به لوور میان، تنها تابلویی که میشناسن همین مونالیزاست و برای دیدن اون میان!

اون تابلو کوچیکه وسط اون دیوار مونالیزاست!

نمیدونم این تابلو چرا انقدر معروفه! خیلی تابلوهای زیباتری توی این موزه بود، شاید حواشی این تابلو مهمتر از خودش باشه! چون تو کتاب داوینچی کد، که خیلی به معروف شدن این اثر کمک کرد، اومده که سوژه این نقاشی خود لئوناردو داوینچی بوده، داوینچی خودشو به شکل زن کشیده، و  از این نظریه ای نتیجه رو گرفته که داوینچی همجسگرا بوده! حالا راست و دروغشو کسی نمیتونه الان ثابت کنه!

از هیچ تابلویی در لوور اینجوری محافظت نمیشه

باورتون میشه این مجسمه 3500 شال پیش ساخته شده باشه؟

محوطه زیر پیرامید

و خروج از لوور

داشتم در مورد لوح همورابی تحقیق میکردم، دیدم روی این لوح حدود 282 تا قانون نوشته شده، بعضی از اونها عجیب و بعضی دیگه خیلی مترقی بوده.

مثلا در اون زمان (حدود 1800 سال پیش از میلاد یعنی 3800 سال پیش) اگه کسی ادعایی میکرده، برای اثبات ادعاش اونو به رودخانه می انداختند، اگه زنده بیرون میومد یعنی راست گفته! چند تا از قانونهارو ببینید: 

اگر کسی شخصی را متهم کند و متهم شده به رودخانه برود و در آب غرق شود، اتهام درست بوده و اتهام زننده خانهٔ متهم را صاحب می‌شود. اگر رودخانه بی گناهی متهم را ثابت کند و او بدون آسیب بیرون بیاید، اتهام زننده به مرگ محکوم است و متهم خانهٔ اتهام زننده را صاحب می‌شود. اگر شخصی اتهام جرمی را نزد بزرگان (پیران) بیاورد و نتواند اثبات کند، اگر اتهام جرم بزرگ باشد مجازات او مرگ است.

اگر شخصی چیزی را از معبد یا دربار بدزدد هم دزد و هم دریافت کنندهٔ جنس محکوم به مرگ هستند. (این واسه ایران باید اجرا بشه)

اگر از کسی دزدی شد و دزد گرفته نشد او باید با سوگند آنچه از او دزدیده شده را بیان کند و جامعه یا آنکه در محدودهٔ قدرت او این دزدی رخ داده باید دزدی را جبران کند. (جامعه جبران کند! در مورد 4000 سال پیش حرف میزنیم ها )

اگر آتش خانه‌ای را ویران می ساخت و کسی که آمده بود آتش را خاموش کند چشم به مال صاحبخانه داشت و آن مال را تصرف کرد باید خود در آتش افکنده شود.

اگر مردی بخواهد از زنی که برای او فرزند آورده است جدا شود باید علاوه بر جهیزیهٔ او بهرهٔ مالی مزرعه، باغ و منقولات را به او بپردازد. زمانی که او بچه‌هایش را بزرگ کرد، بخشی از آن به فرزندان تعلق می‌گیرد، معادل آنچه به یک پسر تعلق می‌گیرد، با او می‌رسد. و او می‌تواند با مرد مورد علاقه اش ازدواج کند.

اگر زنی با مردی ازدواج کند و به او یک خدمتکار بدهد و برای او فرزند بیاورد، و آن مرد بخواهد زن دومی بگیرد، نمی‌تواند.

جالبه نه؟ فکر میکردم روی این سنگ یک سری قوانین بدوی نوشته شده، اما قوانینش با توجه به قدمتش خیلی مترقی بوده!

بگذریم، حدود ساعت 4 بعد از ظهر تقریبا همه اون قسمتهایی از لوور که دوست داشتم ببینم رو دیدم و به سمت خروجی حرکت کردم (خیلی هم گرسنه ام بود) از 9 صبح تا 4 ظهر یکسره داشتم راه میرفتم تا بتونم حداکثر استفاده رو از این دریای آثار تاریخی و هنری ببرم.

بعد از خروج از لوور، یک چیز سرپایی گرفتم و به سرعت به سمت کلیسای نوتردام حرکت کردم تا قبل از بسته شدن کلیسا بتونم داخل اونو ببینم، خونده بودم که بهترین زمان برای دیدن کلیسا قبل از غروب آفتابه که نور خورشید از شیشه های رنگی کلیسا به داخل میتابه، ورودی کلیسا رایگانه.

شبیه صحنه های فیلم هری پاتر

عبادتگاهای کوچک در داخل کلیسا

تزیینات پنجره ها با شیشه رنگی

تزیینات کریسمس داخل کلیسا

سقف کلیسا نوتردام

این اون مجسمه است که تو پست قبل بهش اشاره کردم، اون نفر دومی، سر خودشو گرفته دستش، کسی میدونه این کیه؟

این شخص اسمش هست سنت دنیس، او اسقف پاریس بوده و گفته میشه بعد از اینکه 250 سال پس از میلاد مسیح اعدام شد، در حالیکه سر خودشو در دست داشت 10 کیلومتر پیاده حرکت کرد و در همون حال که سرش روس دستهاش بود مردم رو موعظه میکرد!! :|دمش گرم!

خوب دیگه باید به محل اقامتم بر میگشتم و وسایلمو برمیداشتم تا به سمت فرودگاه حرکت کنم، ساعت 11 شب پروازم بود و بعد از توقف کوتاهی در دوهه به سمت تهران پرواز کردم.

این بخش آخر سفرنامه اروپا بود، امیدوارم ازش لذت برده باشید، خیلی جاها توی پاریس باقی موند برام تا برای بازدید بعدی به اونها برم، این شهر رو دوست داشتم، اروپا طعم متفاوتی داشت، با اینکه گرون بود، اما گردشگری در اون لذتبخشه.

با اینکه من درست بعد از حملات تروریستی پاریس به این شهر رفتم، اما هیچ برخوردی با پلیس یا نیروهای امنیتی نداشتم، شهر کاملا آروم بود و این نشون میداد زیر ساختهای امنیتی و اخلاقی این کشورها اونقدر قوی هست که اقدامات احمقانه این گروهکهای تاثیری بر اونها نداشته باشه.

توصیه آخرم اینکه، پاریس رو در کریسمس بببنید، نمیدونم تابستان چطور میشه، اما میتونم بگم، در ابتدای زمستان که خیلی زیباست.

 

شبتون بخیر

ایام به کام

مرتضی

   + مرتضی اردبیلی ; ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٤/٦
comment نظرات ()