در سفر... مثل باد

سفر .... مرا از تو، به هیچ‌کجا نمی‌بَرَد

سفر .... مرا از تو، به هیچ‌کجا نمی‌بَرَد

جای دوری نمی روم

اصلا جایی نمی روم که تو نباشی

نهایتش می روم تا ته دلتنگی

چرخی می زنم دور سردرگمی

آخرش می فهمم همه ی راه ها به تو ختم می شود

برمی گردم ..زانو می زنم تا باور کنی

که همه ی رفتن های من به تو ختم می شود

که همه ی دلتنگی های من بخاطر توست

و همه سردرگمی های من هم

...پس نگران نباش

من حتی اگر بخواهم دورتر از تو باشم

خدا نمی گذارد

همه ی راهها را جوری کج می کند

که به تو ختم شود

ما تنها خطوط موازی ای  هستیم

که کنار دوست داشتن های اتفاقی و بی دلیل به هم

می رسیم....

نگران هیچ رفتنی نباش

 

سفر .... مرا از تو، به هیچ‌کجا نمی‌بَرَد

حسن هاشمی

   + مرتضی اردبیلی ; ٢:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٥/۱۸
comment نظرات ()