در سفر... مثل باد

سفر .... مرا از تو، به هیچ‌کجا نمی‌بَرَد

آخرین روز در بیشکک

سلام به دوستان همراه

فردا قراره اینجا رو به مقصد آلماتی ترک کنیم. قرقیزستان واسه ما تقریبا تمام شد و چیز خاص دیگه ای برای دیدن نداره.

دیروز دنبال کارهای ویزای روسیه رفتیم و شرکت قرقیزکانسپت که کارهای ویزای همه رو برای روسیه اینجا انجام میده گفت که برای ایرانی ها اینجا هیچ کاری انجام نمیشه و تنها کشوری که از اون میتونیم اقدام کنیم خود ایران و ازبکستانه!! که گرفتن ویزای ازبک از خود روسیه سخت تره!!

بعد رفتیم سراغ سفارت چین که توی لونلی پلنت محلشو داخل خیابون توکتوگول نوشته بود که وقتی رفتیم اونجا دیدیم سفارت تخلیه شده و رفته یجایی حومه شهر که خیلی دور بود و مجبور شدیم تاکسی بگیریم. رفتیم اونجا و بعد از حدود 1 ساعت معطلی رفتیم تو و اونجا هم مثل روسیه گفتند شرمنده  هیچ کاری واسه ایرانی ها نمیکنیم!! نمیدونم اینا میشینند اینهمه تفاهم نامه فرهنگی توریستی با هم امضا میکنند مفاد این تفاهم نامه ها چیه که حتی به ما ویزا نمیدن؟؟؟

ولی سفارت نوساز چین هم دنیایی بود واسه خودش و عین شهر ممنوعه چین ساخته بودند دروازه و ساختمان و ...

در کنار سفارت چین سفارت آمریکا بود که خودش یک شهر بود و اندازه نصف شهر بیشکک بود!!!

شب وقتی اومدیم خونه دیدیم که 2 تا مهمون جدید هم رسیدند تونی استرالیایی و یک خانم ویتنامی به اسم نیها.

اونا هم برنامه دارند از اینجا برند تاجیکستان و بعد ازبکستان و بعد از اونجا پرواز کنند به پاریس.

امروز هم با هم با تونی و میو رفتیم اوش بازار که یک بازار سنتی در بیشککه که جالب بود و دیدنش خالی از لطف نبود.

سفرمون از نیمه گذشته و 3 تا کشور رو رد کردیم و داریم وارد چهارمین کشور میشیم. همونطور که دوست خوبم آقای نوروزی عزیز در پست قبلی اشاره کرد بعد از گذشتن از سختی ها و خطرات و افغانستان و کوهستانهای تاجیکستان سفرمون داره به قسمتهای راهتش میرسه. قرقیزستان تجربه خوبی بود واسم. کشوری با بافت سنتی و تقریبا بدون صنعت و اقتصاد که هنوز داره از زخم دوران کمونیست رنج میبره!! فقر رو میشه جای جای این کشور دید.

پیشاپیش میدونم که قرقیزستان کشور پیشرفته تر و مرفه تریه و ممکنه مشکلمون اونجا بیشتر با راههای دور و مسافتهای طاقت فرسای اون باشه!!

 

 

 جاده ای اطراف ایسی کول

 ماشروتکای ما در کاجی سای

 داخل ماشروتکا. اون سمت راستی همون آقاهه مسلمونست که گفتم!! پشت سرمون هم چند تا افسر پلیس قرقیز هستند

 ایسی کول زیبا

  

 کوههای تیان شان پشت دریاچه ایسی کول

 

 

 

 این دودکش های همون کارخونه گرمایشی شهر بیشککه که قبلا تعریف کردم

 اوش بازار

شیرینی های خونگی

 آجیل و خشکبار که اینجا خیلی هم ارزونه!! مثلا گردو کیلویی حدود 5 هزار تومنه!

 ترشی جات و البته تندی جات هم اینجا خیلی طرفدار داره این سبزیجات رو همینجا میزیزند توی لیوان روش یه مایع شدیدا فلفلی میریزند و به عنوان تنقلات میخورند!!

 

 

 

 نهار با تونی و نیها!!

 

ایشالا پست بعدی از آلماتی

 

مرتضی 13 آپریل 2012

   + مرتضی اردبیلی ; ٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/٢٤
comment نظرات ()